1. هنگامی که روزه دار هستی ، خودت را به آخرت نزدیک ببین .
2. حالت تو هنگام روزه داری ، باید حالت خضوع و خشوع و شکستگی و خواری باشد و باید همانند بنده ای که از مولای خود ترسان است ، تو نیز در حالت خوف و ترس باشی .
3. دلت را از جمله عیب ها و باطنت را از هر حیله و مکری پاک ساز .
4. از هرچه جز خدا ، بیزاری و برائت بجوی .
5. هنگامی که روزه ای ، تنها خدا را ولی و سرپرست خود بدان و آنطوری که شایسته خداوندِ پیروز است ، از او بترس .
6. هنگام روزه داری ، روح و بدن خویش را ، به طور کامل در اختیار محبّت و ذکر خدا قرار بده .
7. جسم و جان خویش را برای عمل به اوامر و دستورات خدا و چیزهایی که تو را به سوی آنها دعوت و سفارشاتش ، آماده و مهیا ساز .
8. اعضای بدن خود را از انجام کارهای حرام ، که مخالف فرامین و دستورات الهی هستند ، بازدار ؛ مخصوصاً زبان را از خوردن سوگند راست و جدل نگاهدار .
حضرت علیه السلام در انتهای روایت فرمودند : « اگر به تمامی این موارد عمل کنی ، در حقیقت ، به تمام آن اعمالی که شایسته روزه دار است ، عمل کرده ای ، و هرچه قدر از این اعمالی که بازگو شد ، کم کنی ، از فضیلت و پاداش و ثواب روزه خود کاسته ای . »
سخن من این است به این سفارشات ، که از وظایف شخص روزه دار است ، نظری بیفکن و سپس در اثرات آن بیندیش . بدان و آگاه باش که اگر کسی خود را به قیامت نزدیک ببیند ، دل از دنیا کنده و تنها به تهیه توشه آخرت مشغول می گردد و نیز اگر کسی دلش شکست و حال تواضع و خواری در آن به وجود آمد ، تنها مایه دلخوشی و شادی اش ، خدا می شود و هرکس جسم و جانش خویش را برای خدا خوار و ذلیل گرداند ، و از هر چه جز اوست ، دوری و بیزاری جست ، روح و قلب و جسم و همه اعضای بدنش ، غرقه دریای ذکر و محبت خدا می گردد و او جزو روزه داران مقرب محسوب می شود . خدا را قسم می دهیم به حقّ مقرّبان درگاهش که اگر شده فقط یک روز ، روزه ای نصیب ما فرماید . ( المراقبات ، تالیف عارف كامل میرزا جواد آقا ملكی تبریزی )
مصباح الهدی
به نقل از وبلاگ كمال انساني و عروج ...
عظمت امام حسین (ع)
ستاره از خودش نور دارد و سیاره نورش را از ستاره می گیرد. هر منظو مه شمسی از یک ستاره
و تعدادی سیاره تشکیل شده. مثلا در منظومه شمسی ما خورشید ستاره و بقیه یعنی زمین و ماه
و مشتری و عطارد و زحل و ....... سیاره محسوب می شوند. در عظمت و بزرگی منظومه شمسی
همین بس که فقط خورشید ۱۰۰۰۰۰۰ برابر زمین (یک میلیون برابر) است . و هنوز بشر نتوانسته از
منظومه شمسی خارج شود بلکه فقط سفینه هایی را با تابلو های نقاشی شده فرستاده اند تا
اگر زمانی به سیاره ای رسید که در آنجا نیز مو جودات با شعوری بودند بفهمند که مو جودات با
شعور دیگری نیز وجود دارند. پس نسبت زمین به منظومه شمسی مثل یک سنگریزه است در یک
بیابان . بنا بر تخمین دانشمندان علم نجوم در اطراف منظومه شمسی ما حدود صد هزار میلیون
ستاره وجود دارد که هر یک از انها نمایشگر یک منظومه شمسی است و به مجموع همه این
ستاره گان یک کهکشان گفته می شود . وباز تخمین زده اند حدود صد هزار میلیون کهکشان داریم
و کهکشانی که زمین ما در ان قرار دارد را کهکشان راه شیری یا کهکشان اول نامیده اند و به کل
این میلیاردها کهکشان که هر یک میلیاردها ستاره دارد یک آسمان گفته میشود.
هنگامی که به آیات قران می نگریم می بینیم خداوند می فرماید : سبع سماوات یعنی : از این
آسمانها هفت تا داریم که باز با توجه به ایات قران و احادیث ائمه معصومین(س) در می یابیم که
به همه این هفت اسمان یک عالم اطلاق می شود و در حدیثی از امام صادق (ع) بیان گردیده که
خداوند ۱۲۰۰۰ عالم خلق فرموده و خداوند برای همه این عوالم در قران لفظ دنیا را بکار برده . از
سوی دیگر خداوند در قرآن می فرماید : قل متاع الدنیا قلیل یعنی ای پیامبر به مردم بگو دنیا کوچک
است ( بر خلاف انچه که تصور می شود که دنیا چقدر بزرگ است) و باز در جای دیگر می فرماید
و انک لعلی خلق عظیم یعنی ای رسول ما تو بزرگی و اما این پیامبر که خداوند از او به عظمت و
بزرگی یاد می کند می فرماید : حسین منی و انا من حسین یعنی: حسین از من است و من
از حسینم .
حال خود فکر کنید که حسین کیست و چقدر عظمت دارد
حضرت امام صادق عليهالسلام
می فرمایند :
مَن كانَ رفيقا في أمرِهِ نالَ ما يُريدُ مِنَ الناسِ
هر كس دركارش اهل مدارا باشد، به هر چه از مردم مىخواهد، مىرسد![]()
ثواب بازگشت ,توبه وخجالت از گناه
امام صادق فرمود:خداوند عزوجل به داود پیامبر وحی کرد :ای داود براستی که اگر
بنده مومن من گناه کند,آنگاه باز گردد و از آن گناه توبه کند و هنگام یادآوری آن از من
خجالت بکشد ,آن گناه را آمرزیده ,آن گناه را از یاد فرشتگان نویسنده گناه برده,آن گناه
را تبدیل به کار نیک نموده وبرایم اهمیت ندارد ومن مهربانترین
مهربانانم.
| به مناسبت | ||
| پس از گذشت مدتي از ولادت حضرت امام حسن مجتبي عليهالسلام علائم و نشانهها، نشانگر اين بود كه دومين فرزند گرانمايه <فاطمه> در راه است و آنگاه پس از شش ماه همانگونه كه پيامبر پيش از آن مژده آمدنش را داده بود، ديده به جهان گشود. در مورد ولادت حسين عليهالسلام از امام صادق آوردهاند كه: روزي همسايگان بانوي باايمان <امايمن> نزد پيامبر آمدند و گفتند: اي پيامبر خدا! شب گذشته <امايمن> تا سپيدهدم بيدار بود و ميگريست و همه ما را نيز ناراحت ساخته است. پيامبر كسي را به خانه او گسيل داشت و او به محضر پيامبر شرفياب شد. آن حضرت به او فرمود: <امايمن!> خداي چشمانت را نگرياند! همسايگانت به من گزارش كردهاند كه تو سراسر شب گذشته را ناراحت و گريان بودهاي، چرا؟ پاسخ داد: اي پيامبر خدا! خوابي سخت و سهمگين ديدم و بخاطر آن تا سپيدهدم گريه كردم. پيامبر فرمود: خوابت را برايم بازنميگويي؟ بگو كه خدا و پيامبرش به پيام آن داناترند. <امايمن> گفت: اي پيامبر خدا! بيان آن برايم گران است. پيامبر فرمود: آنگونه كه تو فكر ميكني نيست، روياي خويش را بازگو. آن بانوي باايمان گفت: <ديشب در عالم رويا ديدم كه برخي از اعضاء پيكر مقدس شما در خانه من افتاده است...> پيامبر فرمود: خواب خوشي رفتهاي و خواب نيكويي ديدهاي. پيام خواب تو اين است كه دخت گرانمايهام <فاطمه>، <حسين> را به دنيا خواهد آورد و تو هستي كه او را پرستاري و نگهداري خواهي كرد و <حسين> همان پارهاي از وجود من است كه در خانه شما قرار ميگيرد. اين جريان گذشت و پس از مدتي حسين عليهالسلام از افقسراي امامت و رسالت طلوع كرد. <امايمن> او را در آغوش گرفت و نزد نياي گرانقدرش پيامبر آورد. آن حضرت حسين عليهالسلام را از او گرفت و فرمود: <آفرين خدا بر اين كودك نورسيده و بر او كه او را در آغوش فشرده و بسوي من آورده است.> آنگاه فرمود: امايمن اين پيام آن روِياي توست. علاوه بر خواب <امايمن> همسر <عباس>، عموي پيامبر نيز خوابي نظير اين خواب ديده بود و پيامبر گرامي نيز پيشگويي فرموده بود. لحظات ولادت حسين عليهالسلام گروهي از بانوان مسلمان، از جمله صفيه، دختر عبدالمطلب و عمه پيامبر و نيز <اسماء بنت عميس> و <امسلمه...> حضور داشتند. پس از طلوع خورشيد جهان افروز وجود حسين عليهالسلام پيامبر فرمود: عمه! فرزندم را بياور! صفيه عرض كرد: اي پيامبر خدا! تازه به دنيا آمده است و هنوز آماده نشده است... پيامبر فرمود: خداوند او را پاك و پاكيزه ساخته است، بياور... آنگاه فرشته وحي فرود آمد و به آن حضرت پيام خداي را تقديم داشت و خواست كه نام پسر دوم <هارون> را- كه به زبان عبري <شبير> و به زبان عرب <حسين> گفته ميشد براي نوزاد مبارك برگزيند. و از پي آن انبوهي از فرشتگان فرود آمدند و طلوع خورشيد وجود حسين عليهالسلام را به نياي گرانقدرش تبريك گفتند و در همان ساعت، شهادت پرافتخارش را نيز به پيامبر خدا تسليت عرض كردند. پيامبر گرامي فرزند دلبند خويش را گرفت، زبان مبارك را در كام او نهاد و او زبان وحي و رسالت را مكيد، به گونهاي گوشت بدنش از آن رويش كرد و استخوانهايش استواري و استحكام يافت. و آوردهاند كه حسين عليهالسلام نه از مادر شير نوشيد و نه از هيچكس ديگر. علامه <بحرالعلوم> در اين مورد اينگونه سروده است: لله مرتضع لم يرتضع ابدا من ثدي انثي و من <طه> مراضعهِ يعطيه ابهامه آنا فاونهِ... خداي را! خداي را! كودك شيرخواري كه هرگز از پستان بانويي شير ننوشيد و شيردهنده او به خواست خدا پيامبر خدا بود. او گاهي انگشت شست و زماني، زبان خويش را در كام آن كودك پرشكوه مينهاد و از اين راه بود كه سازمان وجود او به اوج كمال رسيد. درست هفتمين روز طلوع دومين اختر تابناك از افق سراي <فاطمه> بود كه پيامبر دستور داد، سر كودك را تراشيدند و به وزن موهاي سرش نقره در راه خدا انفاق گرديد و براي سلامتي او و سپاس به بارگاه خدا، قرباني شد. |
وقتی نفس خودت را نمی توانی مطیع خودت گردانی هرگز از دیگران انتظار اطاعت نداشته باش (امام علی ع)
کاری مکن که باعث عذر خواهی شود(امام زین العابدین)
نسبت به زنان مردم عفت ورزید تا نسبت به زنان شما عفت ورزند.(امام صادق ع)
دشمن ترین دشمن آدمی خشم و شهوت اوست هرکه براین دو چیره شود مقامش بلند گردد و به هدف خود برسد(امام علی ع)
گناه را زود کیفر مده و میان آن دو راهی برای ÷وزش خواهی باقی بگذار(امام حسن ع)
خشم،دل حکیم را تباه می کند و کسی که اختیار خشم خود را نداشته باشد اختیار عقل خویش را ندارد.(امام صادق ع)
شب نیمه شعبان خداوند به همه آفریدگانش می نگرد و جمیع خلقش را می آمرزد به جز مشرک یا کینه ورز را"(امام صادق ع )
هرکه به گونه یا چهره شخص مسلمانی سیلی زند خداوند استخوانهای او را در روز قیامت خرد کند و دست بسته محشور شود تا آنکه به جهنم در آید مگر آنکه توبه کند.÷یامبر اکرم ص)
خداوند می فرماید:
ای آدمیزاد! سه چیز با سخاوت تمام به تو بخشیده ام: زشتی هایی از تو پوشانیده ام که اگر کسانت از آن ها خبر یابند جنازه ات را به خاک نمی سپارند، خودم به تو مال داده ام و خودم می خواهم که به من قرضش دهی [منظور قرض الحسنه است]، و پیش از مرگ به تو فرصت داده ام که ثلث مالت را برای آن دنیایت ذخیره کنی و این را هم نمی کنی [منظور وصیت نامه است که مسلمان می تونه قبل از مرگ برای یک سوم مالش وصیت کنه].
بنده من ! تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا می دهم که گویی همین یک بنده را دارم ولی تو چنان غافلی که گویا صدها خدا داری.
اگر بندگانم می دانستند چقدر به بازگشت آنها مشتاق هستم از شوق جان می سپردند.
امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و آنحضرت از خداوند سبحان نقل فرموده که حضرت حق فرمود :
بنده ی من نمی تواند به من تقرب پیدا کند مگر با انجام فرایضی که براو واجب کرده ام . او بوسیله ی نما زهم می تواند به من تقرب پیدا کند تا من او را دوست بدارم . وقتی که او را دوست داشتم من گوش او می شوم که به وسیله ی آن می شنود . چشم او می شوم که با آن می بیند . این بنده وقتی مرا بخواند به وی جواب می دهم و اگرچیزی ازمن خواست به و ی عطا می کننم . من در هیچ چیزی تردید نمی کنم جز در مرگ بنده ی مومنم که او را سختی مرگ می ترساند و نمی خواهد بمیرد . و من نمی خواهم او ناراحت شود
آثار و برکات زیارت سیدالشهداء علیه السلام
اى غمین ز اشتیاق حضرت او روز و شب مایل به زیارت او
تو از او دور نیستى بالله «قبره فى قلوب من والاه »
در طول تاریخ انسانهایى بوده و هستند که پس از مرگشان، زندگى و حیاتشان ادامه پیدا کرده و با مرگ بدنشان، وجودشان و شخصیت و اندیشهشان ادامه یافته است. مردان خدا و شخصیتهاى الهى، همانگونه که در زمان حیات خویش استوانه دین و محور انسانیت و پشتوانه حق و عدالت هستند، در زمان پس از مرگ نیز آرامگاه و زیارتگاهشان پشتوانه حق و عدالت و فضیلت است. و در این میان، زیارت مشهد حسینى از ویژگیهاى برجستهاى برخوردار است. آنان که توفیق پیدا مىکنند و به زیارت مرقد مطهرش مشرف مىشوند، روى به آستان امام حسین علیه السلام آورده و به جانب این مدرسه عشق و فضیلت و دانشگاه کمال و تربیت مىگرایند. اینگونه تربیت اجتماعى و یک چنین موسسه تهذیب اخلاق و ادب، براى هیچ ملتى از ملل گیتى میسر و مقدور نیست .
زرارة بن اعین گوید: «امام صادق علیه السلام فرمود: «زائرین حسین یک برترى نسبت به سایر مردم دارند.» پرسیدم: برتریشان چیست؟ فرمود: «چهل سال قبل از مردم وارد بهشت مىشوند در حالى که دیگران هنوز در حال حساب هستند»
البته ملحدین و معاندین و مخالفین مکتب تشیع به خیال خود شبهات و اشکالهاى مىکنند و مىگویند: «زیارت قبور، بت پرستى است؟!» در حالى که هر کس که به زیارت قبور ائمه علیهم السلام مىرود هرگز به عنوان «بت» آنها را زیارت نمىکند. چه کسى است که حسین بن على علیه السلام را خدا بداند؟!! شیعه، امام را مقرب درگاه خدا مىداند و با توسل به او قربى به خدا پیدا مىکند، همانطور که خودش در قرآن مجید فرمود: «به سوى او وسیله بگیرید.»(1) امام را وسیله الهى مىداند. زیرا توسل و شفاعت، بعدى از ابعاد زیارت است که زائر از این طریق خود را به درگاه الهى نزدیک مىکند، و پیشوایان ما وعده فرمودهاند که از زائران خود دستگیرى کنند.
امام رضا علیه السلام مىفرماید: «هر امامى بر گردن دوستان و پیروانش عهد و پیمانى دارد و وفاى به این عهد، با زیارت قبر آنان ممکن مىباشد. و کسى که به شوق زیارت آنها و با تصدیق به فضیلت آنها به سوى قبور آنها برود مورد شفاعت ائمه در قیامت قرار مىگیرد.
پس هر زائرى باید بکوشد تا از این شفاخانه فیض، استشفاى دردهاى درونى و امراض قلبى و اندرونى خود را خواسته، خواستار آن شود که صفاى دل و دوستى خاطر و پاکیزگى روح و قداست روان و سلامت تن، از خدمت آفریدگار جهان به وى عطا گردد، تا این که هم ظاهر او به جمال و کمال آراسته شود و هم باطن وى از آلودگىها پاک و مصفا گردد.
از طرفى زیارتنامههاى وارده، و خواندن هر کدام از آنها، خواننده و زائر را به دقت و تفکر واداشته، متذکر تاریخ و احوال انبیا و اولیاى معصوم مىگرداند. تأمل در زیارت عاشورا و دیگر زیارات، این مطلب را به خوبى روشن مىسازد که امامان به این وسیله در صدد ساختن انسانهاى مؤمن و متعهد بودهاند، لذا به آنها تعلیم دادهاند که در زیارت امام حسین علیه السلام از خداوند بخواهند که زندگى و مرگشان را «حسین گونه» قرار دهد، و آنها را در دینا و آخرت همراه آن حضرت بدارد: «اللهم اجعل محیاى محیا محمد و آل محمد، و مماتى ممات محمد و آل محمد ... و ان یجعلنى معکم فى الدنیا و الاخرة.»
به امید این که خداوند متعال توفیق زیارت حضرتش را در دنیا و شفاعتش را در روز قیامت نصیب ما گرداند، به آثار و برکاتى که زیارت سیدالشهدا علیه السلام به دنبال دارد مىپردازیم:
آرامش بخشیدن به زائر
قبل از آن که به آثار و برکاتى که برگرفته از روایات اسلامى است اشاره کنیم، این نکته لازم به ذکر است که زیارت مرقد شریف امام حسین علیه السلام مانند سایر ائمه، به مردم و زیارت کنندگانش، نوعى آرامش و اطمینان مىبخشد. در این عصر که انسان را موجودى مضطرب مىنامند، و پیوسته دست به گریبان با پدیدههایى چون تردید، ناکامى، تشویش، ترس و ناسازگارى با محیط و زندگى ماشینى و محرومیت و جنگ و حتى کنار نیامدن با خود است، و هر روز شاهد کاهشها و فرسایشها است و نمىتواند از اضطراب در امان بماند، این زیارت مرقد مردان خدا و پیشوایان دین است که به انسان آرامش خاطر مىدهد.
امام صادق علیه السلام به ابوصباح کنانى فرمود: «همانا نزد شما قبرى است که هیچ فرد پریشانى نزد آن نمىرود مگر آن که خداوند از او پریشانى را دفع نموده و حاجتش را برآورده مىنماید، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند که از هنگام شهادتش آشفته و غمآلود تا روز قیامت بر او مىگریند. هر کس او را زیارت کند، وى را تا خانهاش بدرقه مىکنند، و هر که مریض شود به عیادتش مىروند، و هر که بمیرد جنازهاش را تشییع مىکنند»
در زیارت یک نوع کشش و نیاز الزام آورى انسان را وامىدارد که فشارها و فریادهاى درونى را از راهى خارج کند. زائر آن مرقد شریف در پرتو دعا و گفتگو با پاکان و استمداد از ارواح پاک مقربان درگاه الهى، نیرو گرفته و نابسامانیها را با توسل بدانها بر خود هموار مىسازند، و خستگىها و فشارهاى وارد بر روان، و نیز اضطرابها و یأسها را از خود مىزدایند و به آرامش و اطمینانى براى ادامه زندگى دست مىیابند.
در امان خدا بودن
به امام صادق علیه السلام عرض کردند: کمترین اثرى که براى زائر قبر امام حسین علیه السلام چیست؟ فرمود: «کمترین تأثیرش این است که خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ مىکند تا به سوى اهل خویش برگردد، و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهد بود. »(2)
زائر خدا محسوب شدن
زید بن شحام گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: براى زائر قبر امام حسین علیه السلام چه مىباشد؟ فرمود: «همانند کسى است که خدا را در عرش دیدار نموده باشد.» گفتم: براى کسى که یکى از شما را زیارت کند چه مىباشد؟ فرمود:
«همانند کسى است که رسول خدا صلی الله علیه و آله را زیارت نموده است. »(3)
برآورده شدن حاجات و دفع پریشانى
امام صادق علیه السلام فرمود: «همانا نزد شما قبرى است که هیچ فرد پریشانى نزد آن نمىآید مگر آن که خداوند از او دفع پریشانى نماید و حاجتش را برآورد.»(4)
و نیز به ابوصباح کنانى فرمود: «همانا نزد شما قبرى است که هیچ فرد پریشانى نزد آن نمىرود مگر آن که خداوند از او پریشانى را دفع نموده و حاجتش را برآورده مىنماید، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند که از هنگام شهادتش آشفته و غمآلود تا روز قیامت بر او مىگریند. هر کس او را زیارت کند، وى را تا خانهاش بدرقه مىکنند، و هر که مریض شود به عیادتش مىروند، و هر که بمیرد جنازهاش را تشییع مىکنند.»(5)
زیادتى در عمر و رزق
امام باقر علیه السلام فرموده است: «شیعیان ما را به زیارت قبر حسین علیه السلام امر کنید، زیرا زیارت او موجب فزونى در رزق و طول عمر و دفع بلایا و ناگواریها مىشود. »(6)
آمرزش گناهان
امام صادق علیه السلام فرمود: «هر کس حسین علیه السلام را زیارت کند در حالی که عارف به حق او بوده و به امامتش اقرار داشته باشد خداى سبحان، گناهان گذشته و آیندهاش را مىآمرزد.»(7)
و جابر جعفى در ضمن یک حدیث طولانى از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: «چون از نزد قبر حسین علیه السلام بازگشتى، ندا کنندهاى تو را ندا مىدهد که اگر آن را مىشنیدى، تمام عمر را نزد قبر شریف حسین علیه السلام اقامت مىگزیدى. آن منادى گوید:خوشا به حال تو اى بنده خدا که سود فراوان بردى و به سلامت (در دین) دست یافتى. عمل از سر بگیر که گناهان گذشتهات آمورزیده شد.»(8)
محسوب نشدن ایام زیارت از عمر زائر
امام صادق علیه السلام فرمود: «همانا ایام زیارت زائران حسین بن على علیه السلام از عمرشان محسوب نگشته و جزء حیاتشان به شمار نمىآید.»(9)
حفاظت زائر در دنیا و آخرت
عبدالله بن هلال به امام صادق علیه السلام عرض کرد: فدایت شوم، کمترین نصیبى که زائر امام حسین علیه السلام دارد، چیست؟ فرمود: «اى عبدالله، کمترین چیزى که براى او مىباشد، این است که خداوند او و خانوادهاش را حفظ مىکند تا وى را به سوى خانوادهاش بازگرداند، و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او مىباشد.»(10)
شیعه، امام را مقرب درگاه خدا مىداند و با توسل به او قربى به خدا پیدا مىکند، همانطور که خودش در قرآن مجید فرمود: «به سوى او وسیله بگیرید.» امام را وسیله الهى مىداند. زیرا توسل و شفاعت، بعدى از ابعاد زیارت است که زائر از این طریق خود را به درگاه الهى نزدیک مىکند، و پیشوایان ما وعده فرمودهاند که از زائران خود دستگیرى کنند.
عنایت و توجه سیدالشهدا علیه السلام
امام صادق علیه السلام فرمود: «حسین در نزد پروردگارش، به زائرانش نظر مىکند. او نگاه مىکند که چه کسى براى آن حضرت گریه مىکند، پس براى او طلب آمرزش کرده و پدرانش را مىخواند تا براى آن زائر دعا کرده و طلب آمرزش و مغفرت نمایند. سپس امام (حسین) مىفرماید: اگر زائر من مىدانست که خدا چه چیزى براى او عطا مىفرماید شادى او بیشتر از جزع و بىتابى وى مىگردید.»(11)
و امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس مرا در زندگانیش زیارت کند، پس از مرگش بازدیدش خواهم کرد.»(12)
خیر و برکت زیاد
امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر مردم مىدانستند که چقدر خیر و برکت در زیارت امام حسین علیهالسلام وجود دارد، براى زیارت کردنش با یکدیگر مقاتله مىکردند، و هر آینه اموالشان را براى رفتن به زیارتش مىفروختند.»(13)
و امام باقر علیه السلام فرمود: «اگر مردم مىدانستند که زیارت قبر شریف حسین علیه السلام چه مقدار فضیلت و برکت دارد، از شوق زیارت جان مىسپردند و نفسهایشان از شدت حسرت بند مىآمد.»(14)
برابرى زیارت قبر حسین علیه السلام با حج
عبدالله بن عبید انبارى گوید: به امام صادق علیه السلام عرضه داشتم: فدایت شوم، همه ساله وسایل تشرف به حج برایم فراهم نمىشود. فرمود: «چون قصد حج نمودى و اسباب برایت فراهم نگشت، به زیارت قبر حسین علیه السلام برو، که یک حج برایت نوشته مىشود و چون قصد عمره نمودى و وسایل مهیا نشد، عزم زیارت قبر حسین علیه السلام نما، که یک عمره برایت منظور مىشود.»(15)
نام زائر در اعلى علیین ثبت مىشود
امام صادق علیه السلام فرمود: «هر کس به زیارت قبر حسین علیه السلام برود در حالى که عارف به حق او باشد، خداوند نام او را در اعلى علیین مىنویسد.»(16)
غرق شدن در رحمت الهى
از امام صادق علیه السلام پرسیدند: ثواب کسى که قبر امام حسین علیه السلام را زیارت کند، در حالى که کبر و غرور نداشته باشد چیست؟ فرمود: «برایش هزار عمره و حج مقبول نوشته مىشود. اگر شقى باشد، سعید نوشته مىگردد، و پیوسته در رحمت الهى غوطهور خواهد بود.»(17)
دعاى معصومین براى زائر
معاویة بن وهب از امام صادق علیه السلام نقل نموده که فرمود: «اى معاویه، زیارت قبر حسین علیهالسلام را از روى ترس وامگذار، زیرا هر که آن را ترک کند، چنان دچار حسرت مىشود که آرزو نماید قبرش نزد او باشد. آیا دوست ندارى که خداوند تو را در زمره کسانى به حساب آورد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و على و فاطمه و امامان معصوم علیه السلام برایش دعا مىکنند؟»(18)
و نیز فرمود: «همانا فاطمه علیهاالسلام دختر محمد صلی الله علیه و آله نزد زائران قبر فرزندش حسین علیه السلام حضور یافته و براى گناهانشان طلب آمرزش مىکند.»(19)
تجلى خدا
امام صادق علیه السلام فرمود: «به درستى که خداى تبارک و تعالى، قبل از اهل عرفات، براى زائران قبر حسین علیه السلام تجلى مىنماید، حوایج آنان را برآورده مىکند، گناهانشان را آمرزیده و درخواستهایشان را به اجابت مقرون مىسازد، و سپس متوجه اهل عرفات شده و در مورد آنان نیز اینگونه عمل مىکند.»(20)
سعادت
امام صادق علیه السلام به عبدالملک خثعمى فرمود: «زیارت حسین بن على علیه السلام را ترک مکن و دوستانت را نیز به آن فرمان بده، تا خداوند بر عمرت افزوده و روزیت را زیاد گرداند. خداوند سبحان زندگانى تو را در سعادت قرار خواهد داد، و نمىمیرى مگر سعادتمند، و تو را در سلک سعادتمندان خواهند نوشت.»(21)
تأثیر زیارت در روز عاشورا
امام صادق علیه السلام فرمود: «هر کس قبر حسین را در روز عاشورا زیارت کند، همانند کسى است که در برابر او به خون خود غلطیده باشد.»(22)
قرار گرفتن در جوار پیامبر و على و فاطمه علیهم السلام
امام صادق علیه السلام فرمود: «هر کس مىخواهد در جوار پیامبر صلی الله علیه و آله و على و فاطمه علیهماالسلام باشد، نباید زیارت حسین بن على علیه السلام را ترک کند.»(23)
تأثیر زیارت در روز قیامت
امام صادق علیه السلام فرمود: «هیچ کس در روز قیامت نیست مگر آن که آرزو مىکند که اى کاش از زائرین امام حسین علیه السلام مىبود زیرا مشاهده مىنماید که با زائران حسین علیه السلام به واسطه مقامى که در نزد پروردگار دارند، چگونه عمل مىشود.»(24)
و نیز فرمود: «هر کس دوست دارد در روز قیامت بر سر سفرههایى از نور بنشیند پس باید از زائرین حسین بن على علیه السلام باشد.»(25)
و زرارة بن اعین گوید: «امام صادق علیه السلام فرمود: «زائرین حسین یک برترى نسبت به سایر مردم دارند» پرسیدم: برتریشان چیست؟ فرمود: «چهل سال قبل از مردم وارد بهشت مىشوند در حالى که دیگران هنوز در حال حساب هستند.»(26)
رهایى از شداید قیامت
رسول گرامى اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «من تعهد مىکنم که در روز قیامت هنگامه رستاخیز، ضمن ملاقات با زائر حسین علیه السلام، دستش را بگیرم و از مراحل هولانگیز و سختیهاى قیامت نجاتش بخشیده و او را به بهشت وارد کنم.»(27)
نجات از آتش جهنم
امام صادق علیه السلام فرمود: «هر کس قبر حسین علیه السلام را به خاطر خداوند و در راه خدا زیارت نماید، خداوند او را از آتش دوزخ آزاد مىسازد، و روز ترس بزرگ (قیامت) او را ایمن مىدارد. از خداوند نیز هیچ حاجتى از حوائج دنیا و آخرت را طلب نمىکند مگر آن که به او عطا مىنماید.»(28)
این آثار و آثار دیگرى که به خاطر اجتناب از طولانى شدن مطلب ذکر نکردیم، همگى به برکت وجود حضرت سیدالشهدا علیه السلام است که امیدوارم هر چه زودتر توفیق زیارت مرقد مطهرش نصیب تمام عاشقان گردد.
پىنوشتها:
1- سوره مائده، آیه 39.
2- ثواب الاعمال شیخ صدوق، ص 116.
3- منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 281.
4- منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 337.
5- همان مأخذ.
6- همان مأخذ، ص 289.
7- کافى، مرحوم کلینى، ج 4، ص 582.
8- منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 295.
9- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 322.
10- منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 247.
11- امالى شیخ طوسى، ص 55.
12- بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 101، ص 16.
13- منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 87.
14- سفینة البحار، محدث قمى، ج 1، ص 565.
15- منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 306.
16- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 324.
17- منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 328.
18- منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 199.
19- منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 204.
20- منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 346.
21- منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 292.
22- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 331.
23- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 230.
24- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 330.
25- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 331.
26- بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 44، ص 235.
27- منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 278.
28- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 324.
منبع:
کتاب آثار و برکات سیدالشهدا، علیرضا رجالى تهرانى.
ثواب نماز اول وقت
تو این بخش من اهمیت نماز اول وقت رو براتون نوشتم. شما هم میدونین که اهمیت بسیاری داره پس بریم با هم اینو بخونیم.
پاداش نماز اول وقت
امام صادق (ع) فرمودند: هنگامی که وقت نماز فرا می رسد، درهای آسمان برای بالا رفتن اعمال باز می شوند.
اسحاق بن عمار می گوید: به امام صادق(ع) گفتم: یا ابا عبدالله، خبر ده مرا از با فضیلت ترین وقت برای نماز صبح. حضرت فرمودند: هنگام طلوع فجر، چون خداوند تعالی می فرماید: نماز صبح را فرشته روز و فرشته شب هر دو مشاهده می کنند. پس هرگاه بنده نماز صبح را با طلوع فجر خواند، دو مرتبه برای او نوشته می شود، هم فرشته صبح برای او می نویسد و هم فرشته شب.
امام صادق (ع) فرمودند: رسول گرامی اسلام روزی داخل مسجد شد که بسیاری از اصحابش در آنجا بودند و فرمود: می دانید خدای شما چه فرموده؟ اصحاب عرض کردند: خدا و رسولش بیشتر می داند. رسول گرامی فرمودند: خدای شما می فرمایند: این نماز پنج گانه از واجبات است، پس کسی که در وقتش او را به جای آورد و محافظت بر او نماید فردای قیامت مرا ملاقات خواهد کرد و بر عهده من است که او را وارد بهشت سازم. و کسی که در وقتش نماز را به جای نیاورد و محافظت بر او نداشته باشد، پس در این صورت بر من است که اگر بخواهم او را عذاب کنم، و اگر بخواهم او را ببخشم.
از حضرت امام حسن عسکری(ع) روایت شده که حضرت موسی(ع) در مناجات خود با خدا گفت: خدایا، جزای کسی که نمازهایش را در وقتش به جای آورد چیست؟ خداوند تعالی فرمودند: آنچه از من سوال کرد به او عطا می کنم و بهشت را بر او مباه می سازم.
آثار نماز اول وقت
رسول خدا (ص) فرمودند: کسی که نمازهای پنج گانه اش را با طهارت کامل در اول وقت به جای آورد، این نماز در قیامت برای او نور و برهان است و کسی که نمازش را ضایع کند، با فرعون و هامان محشور خواهد بود.
رسول گرامی اسلام فرمودند: هیچ بنده ای نیست که اهتمام و مواظبت در اوقات نماز و مواضع آفتاب برای وقت نمازش بکند، مگر اینکه من ضمانت می کنم برای او مرگ راحتی را، و رفع هموم و تالم و نجات از آتش جهنم را. همچنان که روزی شتر را چوپانی می کردم، امروز شمس را کنترل می کنم. (کنایه از این که همیشه مواظب خورشید هستم تا اول وقت نماز شد، نماز را به جای آورم.)
رسول خدا (ص) فرمودند: علت اینکه ملک الموت در هر روز پنج بار در موقع نماز به انسان نظر می کند این است که اگرانسان اوقات نماز را محترم بشمارد، و در وقت، نماز بخواند، ملک الموت در هنگام مرگ، شهادتین را به انسان تلقین می کند و ابلیس را از انسان دور می سازد.
امام صادق(ع) فرمودند: اول چیزی که در قیامت از بنده ای حسابرسی می کنند نماز بنده است، اگر نماز قبول درگاه خدا افتد، بقیه اعمال حسنه هم قبول می گردد. ولی اگر نماز قبول نشود هیچ عملی از انسان قبول نخواهد شد.
امام صادق(ع) فرمودند: وقتی بنده ای نمازش را در اول وقت بخواند و بر کیفیت نمازش محافظت نماید، این نماز کامل اول وقت به آسمان بالا می رود در حالی که سفید و پاک و منزه است و به صاحبش می گوید: مرا حفظ کردی، خدا حفظت کند. و هر گاه در اول وقت خوانده نشد و محافظت لازم به عمل نیامد، نماز بالا نرفته و به صاحبش بر می گردد در حالی که سیاه و تاریک است و به صاحبش می گوید: خدا ضایعت کند، همچنان که مرا ضایع کردی.
ملا مهدی نراقی، که از شدت ورع و پاکی و سلامت و تقوا، چشم برزخی پیدا کرده بود، می فرماید: روز عیدی به قبرستان و زیارت مردگان رفتم. بر سر قبر مرده ای ایستادم و گفتم: عیدی من کو؟ شب آن روز، چهره ای با صفا و نورانی را در عالم خواب مشاهده کردم، که به من گفت: فردا کنار قبر من بیا، تا تو را عیدی دهم. صبح از پی آن خواب رفتم. چون به سر آن قبر رسیدم، عالم برزخ برای من کشف شد. در این هنگام باغی عجیب با دار و درختی که هر گز چشمم نظیرش را ندیده بود، مشاهده کردم. وسط باغ قصری بسیار با عظمت قرار داشت. مرا به درون قصر دعوت کردند. چون وارد شدم، شخصی با عظمت بر تختی مرصع دیدم. به او گفتم: از کدام طایفه ای؟ پاسخ داد از گروه عبادت کنندگان. گفتم از کجا به این مقام رسیده ای؟ گفت: سلامت در کسب و نماز جماعت اول وقت.
خب با هم دیگه این بخش رو هم خوندیم و دیدیم که چقدر با اهمیت هست نزد خداوند، پس این مطلب پایین رو بخونیم که دیگه تکمیلش کنه.
در آخر این بحث میگوییم که:
وقت نماز زمان ملاقات با خداوند است.
وقت نماز زمان سرور و شادمانی است.
وقت نماز وعده گاه الهی است.
وقت نماز زمان آرامش است.
وقت نماز بهترین ساعات است.
وقت نماز زمان امتحان شیعیان است.
وقت نماز وقت مناجات با خداوند است.
وقت نماز وقت خلوت کردن با خداوند است.
وقت نماز زمان سکوت و تفکر است.
وقت نماز زمان ورود به بهشت است.
وقت نماز انقطاع الی الله است.
وقت نماز بریدن از دنیا و طبیعت است.
وقت نماز زمان دعا و استجابت است.
وقت نماز زمان دفع شیطان و خشم آن است.
وقت نماز زمان بندگی است.
وقت نماز زمان خوشحالی رسول اکرم (ص) است. که به مجرد دخول وقت نماز به موذنش بلال فرمود: ( ارحنا یا بلال ) ای بلال راحتمان کن.
نماز اول وقت را امام علی (ع) در میدان جنگ احیا نمود و امام حسین (ع) هم ظهر عاشورا در میدان جنگ زنده کرد.
بیاییم نماز اول وقت را احیا کنیم مقل آقا امام زمان (عج) و اگر نمازمان را اول وقت بخوانیم به امام زمان (عج) اقتذا نموده ایم، به برکت نماز او نماز ما هم بالا می رود و قبول می شود، باید همه جا کنار او باشیم و از او قافل نشویم. (انشاءالله)
از جمله القاب حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) المنتقم است و در کتاب کمال الدین شیخ صدوق از امام صادق (ع) و ایشان از امیر المومنین (ع) روایت کرده که پیامبر اکرم (ص) فرمود : هنگامی که به سوی آسمان (معراج) برده شدم ، پروردگار به من وحی فرمود که : ای محمد ! من نظری به سوی زمین افکندم و تو را از آن اختیار نمودم و پیامبر نمودم و اسم تو را از نام خود برگرفتم که من محمودم و تو محمدی ، دوباره بر زمین نظری افکندم ، علی را از آن برگزیدم ، او را وصی و خلیفه و شوهر دختر تو قرار دادم و و برای او هم ، نامی از نامهای خود برگرفتم ، پس من علی اعلی هستم و او علی است و فاطمه و حسن و حسین را از نور شما خلق کردم.
آنگاه ولایت آنان را بر فرشتگان عرضه کردم تا هر که پذیرفت در پیشگاه من از مقربین گردد. ای محمد اگر بنده ای از بندگانم آن قدر عبادتم کند تا درمانده شود و بدنش مانند مشک پوسیده گردد ولی در حالی که منکر ولایت آنان باشد به نزد من آید او را در بهشتم جای نخواهم داد و در زیر عرشم سایه نخواهم بخشید. ای محمد ! می خواهی آنان را ببینی؟ عرض کردم : آری پروردگارا ! خداوند فرمود : سرت را بلند کن. پس سرم را بلند کردم ، ناگاه انوار علی و فاطمه و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و محمد بن الحسن را ـ که در میانشان مانند ستاره درخشانی بپاخاسته بود ـ مشاهده نمودم.
عرض کردم : پروردگارا ! اینها کیانند؟ خداوند فرمود : اینها امامان هستند و این قائم است. آنکه حلال مرا حلال و حرام مرا حرام کند ، به وسیله او از دشمنانم انتقام می گیرم ، او برای اولیای من مایه راحت است و اوست که دل شیعیان و پیروان تو را از ظالمین و کافرین شفا می بخشد و لات و عزی را تر و تازه بیرون می آورد ، پس آنها را خواهد سوزانید. البته فتنه و امتحان مردم به آنان سخت تر از فتنه گوساله و سامری خواهد بود.
امام موسي كاظم(ع): هر كس به تو نیكى كرد بر توست كه كار او را جبران كنى و اگر همانگونه كه دربارهات احسان كردهاند احسان كنى، كارى نكردهاى، بلكه فضل، از آن كسى است كه ابتدائا احسان كند.

شهادت امام كاظم علیه السلام بر پيروان آنحضرت تسليت باد
امام موسي كاظم(ع) سومین یا چهارمین فرزند امام صادق(ع) در هفتم ماه صفر 128 ق در «ابواء» (محلى بین مكه و مدینه) متولد شد. نام مادر آنحضرت حمیده است كه بنابر احتمالى از مردم اندلس بوده و در مرتبه بالا و والاى زهد و صلاح قرار داشته است. امام 20 سال از زندگى بابركت خود را در كنار پدر بزگوار گذراند كه در این مدت به همراه ديگر مريدان امام صادق(ع) از سراسر جهان، در محضر پدر بزرگوارش علوم و اسرار امامت را آموخت و در همان سنین، شگفتى و تحسین دانشمندان را برانگیخت .
كسانى كه به توصیف آن حضرت پرداختهاند معتقدند كه او عابدترین، زاهدترین، فقیهترین، بخشندهترین و كریمالنفسترین مردم روزگار خود بود.
امام كاظم در اين 20 سال از عمر مبارك خود كه در كنار پدر بزرگوار بود، پنجسال آن را در روزگار امویان، چهار سال و شش ماه به روزگار سفاح و نه سال و اندى در دوران حكومت منصور دوانیقى گذراند . او پس از پدر 35 سال زیست و امامت و رهبرى روحى و معنوى مردم را به عهده گرفت . آن حضرت ده سال از این روزگار را با منصور، ده سال با محمدالمهدى پسر منصور، یك سال با موسى الهادى و پانزده سال دیگر عمر خود را با هارونالرشید برادر منصور سپرى كرد و سرانجام - و بنابر مشهور - در 25 رجب سال 183ق در سن 55 سالگى در زندان هارون و به دستسِندى بن شاهك - زندانبان هارون - به وسیله زهر به شهادت رسید.
از آن حضرت 37 دختر و پسر به جاى مانده كه برترین و عظیمالشان ترین آنان هشتمین خورشید آسمان ولایت على بن موسى الرضا(ع) است .
امام صادق عليهالسلام :
تَجَنَّـبُوا الْبَوائِقَ يُمَدَّ لَكُمْ فِى الاَْعْمارِ
از فتنهها و بدىها كناره بگيريد، تا عمرتان طولانى شود
عيون أخبار الرضا عليهالسلام ، ج 2، ص 40، ح 90
يکي از ويژگيهاي برجسته تربيت شدگان مکتب جناب شيخ رجبعلي خياط، حضور قلب در نماز است. و اين نبود مگر بدين جهت که شيخ براي جسد بي روح نماز، ارزش چنداني قائل نبود و ميکوشيد علاقمندان او حقيقتاً نمازگزار باشند. در رهنمودهاي جناب شيخ درباره نماز چهار نکته اساسي وجود دارد که هر چهار مورد برگرفته از متن قرآن و احاديث اسلامي است: شيخ رجبعلي خياط معتقد بود همانگونه كه عاشق از سخن گفتن با معشوق خود لذت ميبرد، نمازگزار بايد از راز و نياز با خداي خود احساس لذت كند. او شخصاً چنين بود و اولياي الهي همگي چنيناند. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) لذت خود از نماز را اين گونه توصيف ميفرمايند: «جعل الله جل ثناؤه قرة عيني في الصلاة، و حبّب إلي الصلاة كما حبّب إلي الجائع الطعام، و إلي الظمآن الماء، و إنّ الجائع إذا أكل شبع، و إنّ الظمآن إذا شرب روي، و أنا لا أشبع من الصلاة؛ خداوند (جل ثناؤه) نور ديده مرا در نماز قرار داد و نماز را محبوب من گردانيد، همچنان كه غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه. (با اين تفاوت كه) گرسنه هر گاه غذا بخورد سير ميشود و تشنه هر گاه آب بنوشد سيراب ميشود، اما من از نماز سير نميشوم.» يكي از شاگردان شيخ، كه حدود سي سال با او بوده ميگويد: خدا شاهد است كه من ميديدم در نماز، مثل يك عاشق در مقابل معشوقش ايستاده، محو جمال اوست. مؤدب بودن نمازگزار در محضر آفريدگار متعال، يكي از مسايلي است كه اسلام به آن اهميت بسياري داده است. امام سجاد عليهالسلام در اين باره ميفرمايد: «و حق الصلاة أن تعلم أنها وفادة إلي الله عز و جل، و أنک فيها قائم بين يدي الله عز و جل فإذا علمت ذلك قمت مقام الذليل الحقير، الراغب الراهب، الراجي الخائف، المستكين المتضرع، و المعظم لمن كان بين يديه بالسكون و الوقار، و تقبل عليها بقلبك و تقيمها بحدودها و حقوقها. حق نماز اين است كه بداني نماز، وارد شدن بر خداي عز و جل است و تو با نماز در پيشگاه خداوند عز و جل ايستادهاي، پس چون اين را دانستي، بايد همچون بندهاي ذليل و حقير، راغب و راهب و اميدوار و بيمناك و بينوا و زاري كننده باشي و به احترام كسي كه در مقابلش ايستادهاي با آرامش و وقار بايستي و با دل به نماز رو كني و آن را با رعايت شرايط و حقوقش، به جاي آوري.» جناب شيخ درباره ادب حضور ميفرمايد: «شيطان هميشه ميآيد سراغ انسان، يادت باشد كه توجه خود را از خدا قطع نكن، در نماز مؤدب باش. در نماز بايد همانند هنگامي كه در برابر شخصيت بزرگي خبردار ايستادهاي باشي، به گونهاي كه اگر سوزن هم به تو بزنند تكان نخوري!» اين سخن را جناب شيخ به فرزندش در پاسخ اين سؤال كه: شما موقعي كه نماز ميخوانيد لبخند ميزنيد، فرموده است. فرزند جناب شيخ ميگويد: من حدس ميزنم كه لبخند ايشان به شيطان است، كه با لبخند به او ميگويد: زورت نميرسد! شيخ معتقد بود كه هر حركتي خلاف ادب در محضر آفريدگار، معلول وسوسه شيطان است و ميفرمود: «شيطان را ديدم بر جايي كه انسان در نماز، ميخاراند، بوسه ميزند!!» امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «فضل الوقت الأول علي الآخر كفضل الاخرة علي الدنيا؛ فضيلت اول وقت (نماز) بر آخر وقت، همچون فضيلت آخرت است بر دنيا.»
باطن نماز، ياد خدا و حضور صادقانه دل نمازگزار در محضر قدس حق تعالي است، و از اين رو پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «لا يقبل الله صلاة عبد لا يحضر قلبه مع بدنه؛ خداوند نماز بندهاي را كه دلش با بدنش حضور ندارد، نميپذيرد.» جناب شيخ با توجه به اين نكته، سعي ميكرد قبل از اقامه نماز جماعت، حاضران را آماده نماز با حضور قلب كند. نماز او نمونه يك نماز با حضور قلب بود. دكتر حميد فرزام در اين باره ميگويد: نمازشان خيلي با طمأنينه و با آداب بود و گاهي كه دير ميرسيدم و قيافه ايشان را در نماز ميديدم انگار لرزهاي بر اندامشان مستولي، قيافه نوراني، رنگ پريده و غرق در ذكري بودند كه ميگفتند. حواسشان كاملاً جمع نماز بود و سرشان پايين، استنباطم اين است كه جناب شيخ هيچ شكي، حتي به اندازه سر سوزن در دلش نبود. يكي ديگر از شاگردان شيخ ميگويد: گاهي به من ميفرمودند: «فلاني! ميداني در ركوع و سجود چه ميگويي؟ در تشهد كه ميگويي: «اشهد أن لا اله ألا الله وحده لا شريك له»، آيا راست ميگويي؟ آيا هواي نفس نداري؟! آيا به غير خدا توجهي نداري؟!» در احاديث اسلامي بر نماز گزاردن در اول وقت تأكيد فراواني شده است، امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «فضل الوقت الأول علي الآخر كفضل الاخرة علي الدنيا؛ فضيلت اول وقت (نماز) بر آخر وقت، همچون فضيلت آخرت است بر دنيا.» جناب شيخ مقيد بود كه نمازهاي پنجگانه را در اول وقت ميخواند و ديگران را نيز بدان توصيه ميفرمود. خطيب توانا، حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي سيدقاسم شجاعي، خاطره جالبي از جناب شيخ در اين باره دارند. ايشان ميفرمايد: من از دوران مدرسه و ابتدايي منبر ميرفتم و چون لحن سخن گرمي داشتم روضههاي زيادي را ميرفتم از جمله روزهاي هفتم ماه به منزل جناب مرحوم آقا شيخ رجبعلي نكوگويان (خياط) ميرفتم. از پلهها كه بالا ميرفتيم، اتاق دست چپ، خانمها جمع ميشدند و برايشان روضه ماهانه ميخواندم، اتاق جناب شيخ هم طبقه پايين آن قرار داشت. آن زمان سيزده ساله بودم و هنوز به حد بلوغ نرسيده بودم. روزي بعد از اتمام منبر به طبقه پايين آمدم و براي اولين بار با جناب شيخ برخورد كردم، گويا عازم بازار بود، سلام كردم، يك نگاه به صورت من كرد و فرمود: «پسر پيغمبر صلي الله عليه و آله و نوكر امام حسين عليه السلام نمازش تا الان نميماند!!» گفتم: چشم، در حالتي كه دو ساعت به غروب مانده بود و آن روز مهمان بودم و تا آن ساعت نماز نخوانده بودم، به محض اين كه به صورتم نگاه كرد، اين حالت را در من ديد و گوشزد فرمودند. اين مطلب موجب شد كه من مواقعي در همان دوران قبل از بلوغ و بعد از آن گاهي در مجالس ايشان - كه مثلاً در منزل آقاي حكيمي آهن فروش بود - ميرفتم و از همان نوجواني احساس ميكردم اين مرد، صحبت كه ميكند مطالبش الهامي است، چون اطلاعات علمي نداشت، ولي وقتي صحبت ميكرد تمام مخاطبين را مجذوب ميفرمود، به طوري كه هنوز هم من از ايشان خاطرات و سخن دارم. من جمله، از كلماتي كه هميشه در ذهن من است اين كه ميفرمود: «از كلمه "ما" بگذريد، آن جا كه در كارها كلمه «من» و «ما» حكومت ميكند شرك است، فقط يك ضمير حاكم است آن هم ضمير «هو» و اگر از آن ضمير بگذريد ضماير ديگر شرك است.» وقتي اين طور كلمات را مرحوم جناب شيخ بيان ميكرد، در قلب و فكر انسان نقش ميبست . از شيخ رجبعلي خياط نقل شده است كه: «شبي حوالي غروب از نزديك مسجدي در اوايل خيابان سيروس تهران عبور ميكردم - براي درك فضيلت نماز اول وقت - وارد شبستان مسجد شدم ديدم شخصي مشغول اقامه نماز است و هالهاي از نور اطراف سر او را گرفته، پيش خود فكر كردم كه بعد از نماز با او مأنوس شوم ببينم چه خصوصياتي دارد كه چنين حالتي در نماز براي او پديدار است. پس از پايان نماز همراه او از مسجد خارج شدم نزديك در مسجد، وي با خادم مسجد بگو مگويي پيدا كرد و به او پرخاش كرد و به راه خود ادامه داد، پس از عصبانيت ديدم آن هاله نور از روي سرش محو شد!»
آداب نماز
1- عشق
2- ادب
3- حضور قلب
4- مواظبت بر نماز اول وقت

نوکر امام حسين نمازش تا الان نميماند
خشم، آفت نماز
ماه خدا
همگان ماه رمضان را ماه خدا مي دانند لكن بدون تعرض به جايگاه رمضان، صريح حديث پيامبر عظيمالشان صلواتالله و سلامه عليه، رجب را ماه خدا و شعبان را ماه پيامبر و رمضان را ماه امت پيامبر ميخواند.
گويا براي الهي درك كردن رمضان بايد رجب را الهي بدانيم، الهي بخوانيم و الهي بگذرانيم.
اولياء دين، بزرگان و اهل سلوك و عرفان و عبادت و معنويت، براي رجب جايگاهي ويژه و مكانتي خاص درنظر گرفته اند. حاكم حكاني از مولفين عامه بر فضيلت رجب دست به تاليف مستقلي زده است و ابن بابويه محدث نامدار شيعه نيز در كتاب شريف «فضائل الاشهر الثلاثه» در شأن سه ماه رجب و شعبان و رمضان احاديث متعدد و زيبايي گردآوري و ارايه كرده است كه با مطالعه آنها مي توان به جايگاه اين سه ماه و نقش برجسته آن در انسان سازي و سير الي الله پي برد.
توالي اين سه ماه و واردشدن ادعيه و اعمال فراوان در اين سه ماه گوياي آنست كه بهار عبادت اين سه ماه است، سه ماهي كه از امروز آغاز شده و به عيد سعيد فطر مي انجامد مسير خوش منظري كه با ميلاد مبارك امام باقر عليه السلام در آغازين روز رجب شروع، با ميلاد امير مومنان، بعثت رسول مكرم و اعياد متوالي شعبانيه ادامه مي يابد و ما را به ضيافة الله رمضان وارد مي كند.
بزرگان دين و طريق سلوك دستيابي به مواهب ارزشمند رمضان و شبهاي قدر را سزاوار كسي دانسته اند كه ورودي رمضان را از رجب غبارروبي كند، دل و جان را در طهور رجب كه جويباري بهشتي است غسل دهد. در شعبان كه شعبه هايي از بهشت بدان سرازير شده است خود را شست وشو دهد و طاهر وارد رمضان شود. «اللهم ادخلني مدخل صدق و اخرجني مخرج صدق»، كه دخول صادقانه و خالصانه در رمضان است كه خروجي الهي درپي خواهد داشت.
از همين امروز پلكان معنويت را بپيماييد كه فرصت ها زودگذر و بعضاً تكرارناشدني اند. ممكن است اين سئوال در ذهن خواننده عزيز متبادر شود كه از كجا آغاز كنيم، چه كنيم؟ در حديث شريف نبوي كه بسيار مورد تأكيد علماي اخلاق است استفاده مي شود كه: به آنچه از حلال و حرام مي دانيد پايبند شويد و عمل كنيد نادانسته ها بر شما مكشوف خواهد شد. هركس در
حد وسع خود مي داند بد و خوب را و حلال و حرام را. گام اول عمل به دانسته هاست ترك محرمات واضح و آشكاري كه هنوز گهگاهي از من و تو صادر مي شود گام نخستين است و محكم برداشتن آن بركات فراواني به دنبال دارد. ورود در ماه خدا و برداشتن گام نخست در سير الي الله بر شما مبارك باد.

گرچه همه زمان ها مخلوق خداست ليكن برخى از آنها از شرافت و ويژگى خاصى برخوردار است. درست است كه همه ماه هاى سال، پرتوى از قدرت جهان آفرين است; امّا سه ماه رجب، شعبان و رمضان، داراى امتياز و برجستگى ويژه اى هستند. در عصر جاهليت، مردم ماه رجب را گرامى مى داشتند.
پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مىفرمايد: رجب، «شهرالله الأصمّ» است; و بدان سبب آن را «اصمّ» ناميدند كه هيچ ماهى به پايه عظمت آن نمى رسد; مردم زمان جاهليت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه كه اسلام درخشيدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانيد كه رجب، ماه خدا شعبان، ماه من و رمضان، ماه امت من است پس هركس يك روز از رجب را روزه بدارد، مستحقّ رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش كند و خداوند درى از درهاى جهنّم را بر او ببندد. اگر كسى به اندازه تمام زمين طلا انفاق كند، برتر از روزه يك روز آن نخواهد بود... هرگاه شب شود، دعايش مستجاب خواهد بود: يا در دنيابه او عطا خواهد شد و يا براى آخرت او ذخيره مى شود... حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سپس ثواب دو، سه، چهار، پنج، تا سى روز، روزه ماه رجب را تك تك با توضيح كامل بيان فرمود.(1)
در همين زمينه امام كاظم(عليه السلام) مى فرمايد: رجب، نام نهرى در بهشت است كه از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر است; بنابراين هركس يك روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.(2)
همچنين آن حضرت در روايت ديگرى مى فرمايد: رجب، ماه عظيمى است كه خداوند، اعمال نيك را در آن چند برابر مى فرمايد و گناهان را در آن محو مى كند. پس هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، به اندازه مسير يك سال از جهنّم دور و هركس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مى شود.(3)
اسوه اهل معرفت و عبادت، مرحوم سيدبن طاوس در مورد افرادى كه قبل از اسلام در دوره جاهليت، مورد ظلم و ستم ديگران قرار گرفتند اما به انتظار ماه رجب نشستند و در آن ماه پربركت، خداى را بخواندند و حضرت حق، دعايشان را مستجاب فرمود و بلا و گرفتارى را از آنها بگرداند، چند داستان نقل كرده است كه ما يكى از آن ها را در اينجا مى آوريم: شخصى، گذارش به مردى افتاد كه نابينا، بيمار و خانه نشين شده بود. او از ديگران پرسيد: چرا اين بيمار گرفتار، از خداى متعال عافيت نمى خواهد؟ به او پاسخ دادند آيا او را نمى شناسى؟ او به نفرين شخصى به نام «عياض» گرفتار شده است.
او گفت: عياض را فراخوانيد تا ماجراى اين مرد نابينا را براى ما بازگويد. وقتى عياض آمد به او گفت: داستان پسران «ضيعا» را كه اين مرد از جمع آنهاست براى ما بگو; عياض گفت: اين داستان از داستان هاى دوره جاهليت است; و من دوست ندارم پس از آمدن اسلام، ديگر آن را بازگويم. آن شخص گفت: شايسته است كه آن را براى ما بازگويى. عياض گفت: پسران ضيعا، ده نفر بودند و خواهرى داشتند كه همسر من بود. آنان با من درگير شدند و همسرم را از من جدا كردند. من هرچه آنان را به خداوند سوگند دادم و احترام خويشى و قرابت را يادآورى كردم، فايده اى نبخشيد. من صبر كردم تا ماه رجب، اين ماه محترم الهى فرا رسيد و آنگاه دست به دعا برداشتم و با حال خستگى و درماندگى خداى را بخواندم و تقاضا كردم كه همه شان نابود و يكى شان نابينا و زمين گير شود. خداى متعال دعايم را مستجاب فرمود و همه شان نابود شدند جز اين مرد، كه نابينا و خانه نشين شده است.
بارى در كرامت و فضيلت اين ماه، حضرت امام صادق(عليه السلام) نيز مى فرمايد: آن گاه كه قيامت برپا شود، منادى الهى فرياد زند: «أين الرجبيّون؟»; كجايند آنانكه ماه رجب را گرامى داشتند و از آن، بهره ها بردند؟ از آن انبوه جمعيت، گروهى برخيزند كه نور جمالشان محشر را روشن كند. بر سر آنان تاج هاى شاهى كه مرصّع به درّ و ياقوت است، قرار دارد و در طرف راست هرنفر از آنان هزار فرشته، در سمت چپ نيز هزار فرشته به او كرامت و تعظيم الهى را تبريك گويند. از جانب الهى ندا آيد: بندگان و كنيزانم، به عزت و جلالم سوگند، شما را جاى و مقام گرامى و عطاياى فراوان دهم و شما را در جايى جاى دهم كه از زير آن نهرها جارى است و شما در آن جاويد خواهيد بود زيرا شما داوطلبانه براى من در ماهى كه من بزرگش داشتم روزه گرفتيد. سپس، خطاب به فرشتگان فرمايد: فرشتگان من! بندگان و كنيزان را به بهشت داخل كنيد. در اينجا حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: اين پاداش، براى كسى است كه گرچه يك روز از اول يا وسط يا آخر ماه رجب را روزه بدارد.(4)
پيامبر گرامى ما در بيان عظمت و اهميت ماه رجب مى فرمايد: خداى متعال، در آسمان هفتم، فرشته اى به نام «داعى» قرار داده است. هرگاه ماه رجب فرا رسد، آن فرشته دعوت كننده، هرشب تا به صبح گويد: خوشا به حال كسانى كه به ذكر الهى مشغولند; خوشا به حال كسانى كه با ميل و رغبت تمام، رو به سوى درگاه خدا آرند. و خداوند مى فرمايد: من همنشين كسى هستم كه با من همنشين باشد، و مطيع كسى هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام كسى را كه از من طلب آمرزش كند. اين ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من، و رحمت هم از آن من است; هركس مرا در اين ماه بخواند، پاسخ مثبت دهم; و هركس از من چيزى بخواهد، به او عطا كنم; و هركس از من هدايت جويد، هدايتش كنم.(5)
من اين ماه را وسيله ارتباط بين خود و بندگانم قرار داده ام پس هركس به آن چنگ زند، به من مى رسد.(6)
گرچه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولياء گراميش عزيز و ارجمند است ليكن برخى از اوقات آن، فضيلت ويژه اى دارد; مثلا اوّلين شب جمعه ماه رجب، داراى امتيازى بزرگ است. پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: از اولين شب جمعه ماه رجب غافل نشويد; فرشتگان آن را «ليلة الرغائب» مى نامند. چرا كه وقتى يك سوم از شب گذشت، هيچ فرشته اى نيست مگر اينكه در كنار كعبه مشرفه آيد; آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان كند و فرمايد: فرشتگانم! هرچه خواهيد از من بخواهيد. فرشتگان گويند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است كه روزه داران ماه رجب را بيامرزى; خداوند متعال فرمايد: آمرزيدم.(7)
يكى از كارهاى مهم و شايسته در ماه رجب، كمك به مستمندان است. امام صادق(عليه السلام) از پدران گراميش از امام على(عليه السلام) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود:...هركس به خاطر خدا در ماه رجب صدقه بدهد، خداوند وى را آنچنان اكرام فرمايد كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بر قلب انسانى خطور كرده باشد.(8)
در بيان فضيلت ماه رجب، به همين چند حديث شريف بسنده مى كنيم و مى گوييم: اگر هيچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد، باز هم رجب ارزش خاص و ويژگى استثنائى خود را داشت; ليكن حوادثى در آن به وقوع پيوسته است كه موجب شرافت و كرامت مضاعف اين ماه شده است. آن حوادث عبارتند از:
الف: ولادت امام هادى(عليه السلام) در دوم يا پنجم رجب (بنابر روايتى); گرچه قول ديگر هم هست.
ب: ولادت حضرت امام جواد(عليه السلام) در دهم اين ماه، گرچه قول ديگر هم هست.
ج: ولادت مبارك امام على(عليه السلام) در خانه كعبه معظمه در سيزدهم ماه رجب، ده سال قبل از بعثت.
د: شهادت حضرت امام كاظم(عليه السلام) در بيست و پنجم اين ماه.
هـ: بيست و هفتم اين ماه، عيد مباركى است; چرا كه آخرين پيامبر برگزيده الهى حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) در اين روز از جانب خداى متعال مأمور هدايت مردم و ابلاغ هدايت و رسالت الهى گرديد.
بندگان صالح و آگاه الهى، ماه رجب و شعبان را به عنوان زمينه و مقدمه اى جهت كسب آمادگى براى درك درست و شايسته ماه مبارك رمضان به حساب مى آورند. خوشبختانه هم اكنون در برخى از شهرهاى كشور عزيزمان ايران، اهل عبادت و معرفت دو برنامه دارند و آن ها را با هم اجرا مى كنند: يكى «اعتكاف» كه دستور اكيد اسلام است با احكام و دستورات ويژه اش و ديگرى برنامه اى به نام عمل ام داود، دستورى كه از حضرت امام صادق(عليه السلام) به ما رسيده است.
براى آگاهى از برنامه ها و عبادات و دعاهاى اين ماه به كتب ادعيه چون «مفاتيح الجنان»، «اقبال الأعمال» و غيره مراجعه كنيد.
كوتاه سخن اينكه رجب، عيد اولياء الهى، بهار راز و نياز و عبادت، موسم خضوع و خشوع به درگاه الهى، موعد حضور و خواستن، و زمان قرار صالحان با معشوقشان حق تعالى است. پيامبر گرامى و جانشينان به حق حضرتش سه ماه رجب، شعبان و رمضان را فراوان پاس مى داشتند و اين سه ماه را به روزه مى گذراندند.
پينوشتها:
1. فضائل الأشهر الثلاثة: 24
2. اقبال الأعمال: 635
3. اقبال: 634
4. اقبال: 630
5. فضائل الأشهر: 31
6. اقبال: 628
7. اقبال: 632
8. فضائل الأشهر: 38

حضرت فاطمه (س) : عَبْدُ اللّهِ بْنِ مَسْعُود، قالَ: أتَيْتُ فاطِمَةَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْها، فَقُلْتُ: أيْنَ بَعْلُكِ؟ فَقالَتْ(عليها السلام): عَرَجَ بِهِ جِبْرئيلُ إلَى السَّماءِ، فَقُلْتُ: فيما ذا؟ فَقالَتْ: إنَّ نَفَراً مِنَ الْمَلائِكَةِ تَشاجَرُوا فى شَيْىء، فَسَألُوا حَكَماً مِنَ الاْدَمِيّينَ، فَأَوْحىَ اللّهُ إلَيْهِمْ أنْ تَتَخَيَّرُوا، فَاخْتارُوا عَليِّ بْنِ أبي طالِب (عليه السلام(
عبد اللّه بن مسعود گويد: روزى بر فاطمه زهراء(عليها السلام) وارد شدم و عرضه داشتم: همسرت كجا است؟ فرمود: همراه جبرائيل به آسمان عروج نموده است، گفتم: براى چه موضوعى؟! فرمود: بين عدّه اى از ملائكه الهى مشاجره اى شده است; و تقاضا كرده اند يك نفر از آدم ها بين ايشان حكم و قضاوت نمايد; و خداوند به ملائكه وحى فرستاد: خودتان يك نفر را انتخاب نمائيد; و آن ها هم حضرت علىّ بن ابى طالب (عليه السلام) را برگزيدند.
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
حضرت فاطمه (س) : نَحْنُ وَسيلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَيْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ أنْبيائِهِ.
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمود: ما أهل بيت پيامبر، وسيله ارتباط خداوند با خلق او هستيم، ما برگزيدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشيم، ما حجّت و راهنما خواهيم بود; و ما وارثان پيامبران الهى هستيم.
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
امام جواد (ع) : ثَلاثَ مَن كُن فیهِ لَم یندَم: تَركَ العَجلَة وَ المَشوِرَة وَ التَوَكلِ عَلی اللهِ عِندَ العِزَم.
سه چیز است كه هر كس آن را مراعات كند، پشمیان نگردد: 1. اجتناب از عجله 2. مشورت كردن 3. توكل بر خدا در هنگام تصمیم گیری.
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
امام باقر(ع) : من عَبَد الله حق عبادته آتاه الله فوق امانیه و كفایته
هر كه خدا را ، آنگونه كه سزاوار اوست ، بندگى كند ، خداوند بیش از آرزوها و كفایتش به او عطا مى كند.
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
حضرت علی (ع): الحَذَر الحَذَر فَوالله لَقَد سَتَر ، حَتّی کَاّنَه قَد غَفَر
بترس [از خدا] بترس ، به خدا سوگند آنقدر پرده پوشی کرده که گوئی آمرزیده است.
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
پیامبراکرم (ص) : خُذوا مِنَ العِبادَةِ ما تُطيقونَ ; فإنَّ اللهَ لا يَسأمُ حتّى تَسأموا.
از عبادت به اندازه اى كه توان داريد، برگيريد ; زيرا خداوند خسته نمى شود مگر آن گاه كه شما خسته شويد.
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
پیامبراکرم (ص) : لَئِن یَهدِی اللهُ بِکَ رَجُلاً واحِداً خَیرٌ لَکَ مِنَ الدُّنیا وَ ما فِیها
اگر خداوند بوسیله تو یک نفر را هدایت کند برای تو بهتر است از دنیا و هر آنچه در آن است.
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
امام صادق (ع) : اثافى الاسلام ثلاثة: الصلوة و الزكوة و الولایة،لا تصح واحدة منهن الا بصاحبتیها
سنگهاى زیربناى اسلام سه چیز است: نماز ، زكات و ولایت كه هیچ یك از آنها بدون دیگرى درست نمى شود.
اواخر ماه رجب به خدمت امام صادق علیهالسلام رسیدم. حضرت با دیدن من فرمودند:
آیا در این ماه، روزه گرفتهای؟
گفتم: نه! ای فرزند رسول خدا.
امام علیهالسلام فرمودند: آن قدر ثواب از دستت رفته كه ارزش آن را به غیر خدا كسی نمیداند.
بعد در ادامه فرمودند: این ماهی است كه خدا آن را بر ماههای دیگر فضیلت داده و احترام آنرا عظیم نموده و برای روزه داران آن گرامی داشتن را بر خود واجب گردانیده است.
من پرسیدم: آقاجان، اگر در باقیمانده این ماه روزه بگیرم، آیا به ثواب روزه داران میرسم؟
حضرت فرمودند: ای سالم! هر كه یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را از شدّت سكرات و سختیهای مرگ و از هول و ترس بعد از مرگ و از عذاب قبر، ایمن گرداند.
البته یه راه دیگه هم برای كسایی كه نتونستند روزه بگیرند هست.
روایت شده كسی كه نمیتواند در ماه رجب روزه بگیرد هر روز 100 مرتبه این تسبیحات را بخواند تا به ثواب روزه برسد:
سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ
سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ
سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ
سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ
آداب غذا خوردن در اسلام
مقدمه
مسلما هر آنچه اسلام براي ما تشريح كرده است،از احكام واجب و مستحب و مكروه تا آداب واجب و مستحب و مكروه ،همه و همه براي سعادتمندي بشر چه در دنيا و چه در آخرت ميباشد. و چه بسا كه اينها در وهله ي اول براي سعدتمندي جسماني و روحاني و رواني ما در دنيا ميباشند.و هر كدام عوارض نهفته اي در خود دارند كه نه تنها ما بلكه علم امروزه بشر قادر به تشخيص آن نيست . همان طور كه بشر و علم تا به امروز يكي يكي به دستورات الهي و اسلامي رسيده اند و آنها را توصيه مي كنند در آينده اي دور يا نزديك بقيه ي دستورات اسلامي را نيز توصيه خواهند كرد.
ملا صدرا فيلسوف بزرگ اسلامي در اين باره مي گويد: «نمي شود كه قوانين اين دين بر حق الهي ، كه چون خورشيد، روشن و درخشان است ، با دانش و استدلال يقيني مخالفت داشته باشد ، و مرده باد آن فلسفه اي كه قوانينش با كتاب قرآن و سنت رسول خدا(ص) و ائمه ي اطهار(عليهم السلام)مطابقت نداشته باشد».
آداب غذا خوردن از ديدگاه اسلام
حضرت فاطمه(س) در آداب غذا خوردن چنين بيان مي كنند:
« دوزاده خصلت در سفره وجود دارد و لازم است هر مسلماني آنها را بداند، و چهار مورد آن واجب ،وچهار مورد آن مستحب ،وچهار موردش از آداب است.
و اما چهارتا كه واجب اند عبارتند از:
1- معرفت به اينكه روزي را خدا مي دهد.
2- راضي شدن به آنچه كه خداوند عطا فرموده است.
3- گفتن بسم الله.
4- شكر و سپاس خداوند در پايان غذا.
و آنها كه مستحب اند:
1- وضو گرفتن قبل از هر وعده ي غذا.
2- نشستن بر روي پاي چپ.
3- خوردن با سه انگشت.
4- شروع كردن غذا با اندكي نمك.
و اما آنهايي كه از ادب هستند عبارتند از:
1- خوردن از مقابل خود.
2- لقمه را كوچك گرفتن.
3- جويدن زياد غذا.
4- نگاه نكردن بر روي مردم.»
خرما غذاي مومن است
حضرت زهرا (س) نسبت به ارزش غذاي خرما فرمود: « براي مومن خرما هديه ي خوبي است.»
خوردن براي زيستن و ذكر گفتن است
تو معتقد كه زيستن از بهر خوردن است
چه هنگام بخوريم و بياشاميم؟
· غذا خوردن پيامبران در شب، پس از نماز عشاء بوده است.
· مستحب است در اول روز و در اول شب غذا بخوريم و در ميان روز و در طول شب، غذا نخوريم.
· ميان وعده هاي غذايي،غذا نخوريد؛زيرا هم هضم غذاهاي قبلي را مشكل مي سازد و هم هضم غذاهاي فعلي را. اگر احساس ضعف زياد و يا گرسنگي شديد كرديد، با نوشيدن يك نوشيدني سالم و يا خوردن مقدار مختصري ميوه ، ضعف خويش را بر طرف سازيد.
چه چيز بخوريم؟
· بهترين غذا نزد پيامبر اكرم(ص) " گوشت " بود و مي فرمود:
گوشت ، حس شنوايي را تقويت مي كند و برترين غذا در دنيا و آخرت است.
· غذاي خود را هميشه با كمي نمك شروع و ختم كنيد تا هميشه سالم باشيد.
· از خوردن غذاهاي زير پرهيز كنيد:
- غذاي حرام؛
- غذاي غير مسلمانان؛
- غذاي آدمهاي بي مبالات(كساني كه نسبت به حلال و حرام و نجاست و پاكي توجهي ندارند و به آن اهميت نمي دهند.)؛
- غذاي شبهه ناك(غذايي كه در پاكي و حلال بودن آن شك داريم)؛
- غذا و نان سوخته يا خمير؛
- غذاي مانده و كهنه شده؛
- غذاي داراي ادويه ي زياد؛
- غذاي چرب؛
- غذاي زياد سرخ شده.
چگونه بخوريم؟
· غذا را با آرامش خيال آغاز كنيد.
· قبل و بعد از غذا دست هايتان را با آب و صابون بشوييد.
هنگام شروع و ختم غذا
· غذا را با نام خدا آغاز كرده با حمد و شكر او به پايان بريد.اگر در سر سفره چند غذا موجود است مستحب است در وقت خوردن هر كدام از آنها « بسم الله » بگوييم و يا يك بار بگوييم : الحمدلله علي اوله و آخره.
· بر سر سفره مودب بنشينيد. پيامبر اكرم (ص) بر سر سفره همچون بردگان ،مودب مي نشستند.
· وجود نان در سفره براي شروع خوردن كافي است.
· از ابتداي ظرف خود به سمت آخر تناول كنيد.
· به اندازه ي نياز خويش يا مقدار كمتر از غذا برداريد تا در پايان چيزي در ظرفتان باقي نماند.
مستحبات غذا خوردن
· پيامبر اكرم(ص) از جلوي خود غذا مي خورد و از جلوي ديگران غذا بر نمي داشتند.
· امام صادق (ع) : حتي الامكان با دست چپ غذا مخور. با دست راست و با سه انگشت غذا خوردن مستحب است.
· پيامبر اكرم(ص) هنگام تناول غذا به كسي كه روبروي ايشان نشسته بود تعارف مي كرد، و موقع آب نوشيدن به كسي كه در طرف راستش نشسته بود آب مي نوشانيد.
· پيامبر اكرم(ص): لقمه را كوچك برداشتن از ادب است.
· اميرالمومنين علي(ع): غذا را خوب بجويد. خوب و زياد جويدن غذا در تقويت حافظه موثر است.
· بدون سر و صدا و با دهان بسته غذا بخوريد.
· در غذا خوردن عجله نكنيد؛آرامش خود را حفظ كنيد.غذا خوردن را طول دهيد.
· آب و مايعات را كم كم بنوشيد؛ هرت نكشيد.
مكروهات غذا خوردن
· توجه داشتن به ديگران.
· استفاده از غذاي زياد گرم و زياد سرد. پيامبر اكرم(ص) غذاي داغ ميل نمي كردند و مي فرمودند:«خداوند به ما آتش نخورانيده است.غذاي داغ بركت ندارد». پيامبر اكرم(ص) غذا را فوت نمي كرد؛ صبر مي كرد تا سر شود.
· صحبت كردن موقع تناول غذا.
· پاره كردن نان با كارد.
· گذاشتن نان در زير ظرف.
· پاك كردن گوشت استخوان به گونه اي كه چيزي بر آن نماند.
· دور انداختن ميوه قبل از آنكه آن را كاملا خورده باشيم.
· پوست كندن ميوه.(پوست بسياري از ميوه ها علاوه بر اينكه مملو از ويتامين ها است، به علت سلولزي بود،اجابت مزاج را تسهيل مي كند).
چند نكته
پس از اتمام تناول غذا
- پيامبر اكرم –صل الله عليه و آله وسلم-به شخصي كه آروغ مي زد مي فرمود : آروغ خود را نگاه دار. هر كه دردنيا سيرتر است در قيامت گرسنه تر خواهد بود.(البته گاهي آروغ زدن ناشي از ناراحتي دستگاه گوارش مثل ورم معده است نه به خاطر پر خوري كه مسلما اين حالت مورد نظر پيامبر –ص-نميباشد.)
آشاميدن و مستحبات آن
اميرالمومنين علي عليه السلام: آب ، سرور نوشيدني هاي دنيا و آخرت است.
مكروهات آشاميدن
به ياد داشته باشيد:
امام صادق عليه السلام خداوند به اندازه مصرف كردن را دوست دارد و از اسراف كردن بيزار است؛حتي به اين مقدار كه هسته اي را كه ميتوان كاشت دور اندازي و زيادي آبي را كه نوشيده اي دو افكني.
بعضي نكات اخلاقي
---------------------------------------------
براي اطلاعات بيشتر و مفصل تر رجوع كنيد به كتاب آداب مسلمان زيستن صفحه ي 93 تا 104
منبع كتاب آداب مسلمان زيستن ،سيد عبدالله شكور صفحه ي 93 تا102
امام صادق عليهالسلام : لا يَقبَلُ اللّهُ مِن مُؤمِنٍ عَمَلاً وهُوَ مُضمِرٌ عَلى أخيهِ المُؤمِنِ سُوءا
خداوند از مؤمنى كه نسبت به برادر مؤمن خود نيت بد داشته باشد ، هيچ عملى را نمىپذيرد .
الكافي : ج 2 ، ص 361 ، ح 8 (ميزان الحكمة : ج 3 ، ص 2129)
امام صادق عليهالسلام : يَقولُ إبْليسُ لجُنودِهِ : ألْقُوا بَيْنهُمُ الحَسدَ والبَغْيَ ؛ فإنَّهُما يَعْدِلانِ عندَ اللّهِ الشِّرْكَ
ابليس به لشكريان خود مىگويد: ميان آنان حسادت و تجاوزگرى افكنيد كه اين دو خوى، در نزد خدا، برابر با شرك است.
الكافي : ج 2 ، ص 349 ، ح 5 (ميزان الحكمة : ج 2 ، ص 1636
در جوّ هراس ناك شهر سامرّا، و دور از چشم جاسوسان وگماشتگان حكومت جور عبّاسى، آخرين خورشيد آسمان ولايت در سحرگاه روز جمعه پانزدهم شعبان سال 255 هجرى، در خانه كوچك امام حسن عسكرى(عليه السلام)طلوع كرد( [5] ).
او در اولين لحظات ولادت به يگانگى خدا و نبوّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) شهادت داد و در هفتمين روز در آغوش پدر بزرگوارش آيه شريفه قرآن را قرائت نمود:
(وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاَْرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ)( [6] ).
او را بر حسب وصيّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)و مطابق احاديث بشارت آسا «محمّد» نام نهادند، تا نه فقط با سيماى زيبايش ـ كه بيش ترين شباهت را به رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) داشت ـ بلكه با نام و مرامش نيز ياد آور آن آخرين پيامبر بزرگ الهى باشد و آيينه تمام نماى جدّش خاتم انبيا گردد. كنيه اش را نيز به همين مناسبت «ابوالقاسم» نهادند; اگر چه به مناسبت هايى ديگر كنيه هاى ابو جعفر، ابوعبدالله و ابوصالح نيز به آن افزوده شد.
مهدى، قائم، منتظر، صاحب العصر، صاحب الامر، صاحب الزّمان، بقية الله، حجت الله، منصور، خلف الصالح، موعود، از مشهورترين القابى هستند كه در كتاب هاى حديث و دعا و كتب تاريخى در مورد امام زمان(عليه السلام)تصريح شده اند.
حضرت ابو محمد امام حسن عسكرى(عليه السلام) كه در طى دو دهه عمر شريف خويش، جز مرارت و سختى نديده ودر مبارزه پيدا و پنهان عليه حكومت جابرانه عبّاسيان، همواره گرفتار حبس و مراقبت شديد آنان بوده است.
در بيست و سوّمين سال عمر با بركت خود، با مشاهده ولادت اولين و آخرين فرزند خويش، شادمان از انجام وعده قطعى خداوند، خطاب به اصحاب فرمود:
«ستم گران پنداشتند كه مى توانند مرا بكشند، تا اين نسل منقطع گردد! آنان قدرت خدا را چگونه يافتند( [7] ).
با ولادت حضرت مهدى(عليه السلام) يكى از حسّاس ترين و پرتحرّك ترين بخش هاى امامت حضرت امام حسن عسكرى(عليه السلام) آغاز شد، آن بزرگوار على رغم همه فشارهاى حكومت و مراقبت هاى مأموران، با زيركانه ترين اسلوب ها و بهره گيرى از امين ترين اصحاب خويش به شكل هاى مختلف كوشيد تا همه شيعيان ومواليان اهل بيت(عليهم السلام)رااز ولادت قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) با خبر سازد و به مناسبت هاى گوناگون آنان را با چهره امام پس از خويش آشنا گرداند( [8] ).
بزرگ زاده اى از نسل دو تن از بزرگ ترين شخصيت هاى اجتماعى ـ مذهبى روميان، مليكه، دختر «يشوعا» فرزند قيصر روم، كه مادرش نيز از فرزندان حضرت شمعون، وصى حضرت عيسى مسيح(عليه السلام) بود، افتخار مادرى حضرت مهدى(عليه السلام)را يافت.
او به دنبال ماجرايى شگفت كه باعث به هم خوردن مراسم ازدواجش با يكى از بزرگ زادگان قيصر شد، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را در خواب ديد و به پذيرش اسلام افتخار يافت و در جريان يكى از جنگ ها خود را در زمره اسير شدگان رومى به مركز حكومت عباسيان (بغداد) رسانيد ودر آنجا به امر «امام هادى(عليه السلام)» توسط «بشربن سليمان» خريدارى شد و در خانه آن امام بزرگوار به همسرى امام حسن عسكرى(عليه السلام) در آمد.
او را به نام هاى «نرجس»، «سوسن»، «ريحانه» و «صقيل» ذكر كرده اند( [9] ). عفّت، ايمان، طهارت، نيكويى اخلاق و رفتار او به اندازه اى بود كه «حكيمه خاتون» كه خود فرزند امام و خواهر امام و عمّه امام بود در تكريم و بزرگ داشت او مى كوشيد و حضرت امام هادى(عليه السلام) همواره از او به نيكى ياد مى فرمود.
پيش از اين ها نيز اميرالمؤمنين(عليه السلام)و امام صادق(عليه السلام) و امام محمد تقى(عليه السلام)، از او با عنوان هاى خِيَرَةُ الأِماء (برگزيده از كنيزان) و سيّدة الأِماء (سرور كنيزان) ياد نموده بودند.
در مدّت حمل، هيچ اثرى بر مادر امام زمان(عليه السلام)پديدار نبود و فقط در آخرين شب بود كه امام حسن عسكرى(عليه السلام) از حضرت حكيمه درخواست كردند كه:
«اى عمّه! افطار امشب را پيش ما قرار بده; زيرا خداى عزّوجلّ امشب تو را به ولادت ولىّ و حجّت خويش شادمان خواهد ساخت»( [10] ).
زمانى كه يازدهمين پيشواى معصوم اسلاميان به زهر جفاى معتمد، خليفه ستمگر عبّاسيان، در سّن بيست و هشت سالگى به شهادت رسيد، حضرت مهدى(عليه السلام) كودكى پنج ساله بود( [11] ).
آغاز امامت حضرت مهدى(عليه السلام) در خردسالى، با توجّه به اعجاز الهى و قدرت خدادادى اعجاب بر انگيزى كه در وجود هر امام معصوم به وديعت نهاده شده، امرى شگفت و قابل ترديد نيست.
به ويژه كه در تاريخ نمونه هايى بارز از اين قبيل تكرار شده و مورد قبول و تصديق همه گان است. آن چنان كه قرآن كريم درباره حضرت يحيى(عليه السلام)مى فرمايد:
(وَ اتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيّاً)( [12] );
«ما در كودكى او را به نبوّت و حاكميّت رسانديم».
و درباره حضرت عيسى(عليه السلام)حكايت سخن گفتن او را در گهواره نقل مى فرمايد:
(قالَ اِنّى عَبْدُاللّهِ آتانِىَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنى نَبِيّاً)( [13] );
«گفت: من بنده خدا هستم و او به من كتاب عنايت كرده و مرا پيامبر قرار داده است.»
همان دلايلى كه باعث شد ولادت امام زمان(عليه السلام)از دشمنان و مخالفان مخفى بماند، سبب غيبت او نيز گشت.
امام زمان(عليه السلام) را در روايات به حضرت موسى(عليه السلام) تشبيه كرده اند( [14] ) كه فرعونيان به انگيزه از بين بردن او همه زنان حامله و همه شيرخوارگان آن دوران را مورد هجوم قرار دادند و همه پسران نوزاد را از دم تيغ گذراندند.
عبّاسيان براى حفظ پايه هاى حكومت غاصبانه خويش و جلوگيرى از پديد آمدن آخرين وصى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) كه از بين برنده همه ستمگران و جبّاران معرفى شده بود، براى هر جنايتى آمادگى داشتند.
در سال 260 كه حضرت مهدى(عليه السلام) از حجره بيرون آمد وعموى خود «جعفر كذّاب»را به كنار زد و بر جنازه پدر بزرگوارش نماز خواند( [15] ) و با اين عمل آغاز امامت خويش را اعلام فرمود، عوامل حكومت عبّاسى به فكر دسيسه افتادند و به شهادت او كمر بستند.
خداوند متعال آخرين حجّت خويش را با قدرت مطلقه خود از همان آغاز امامت، در پس پرده غيبت قرار داد تا او را از توطئه هاى دشمنان در امان بدارد و از كشته شدن او جلوگيرى به عمل آورد.
(يُريدونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللّهِ بِأفْواهِهِمْ وَاللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِروُنَ)( [16] )
«مى خواهند نور خدا را با دهان هاى شان خاموش كنند; در حالى كه خداوند نور خويش را كامل خواهد ساخت، اگر چه براى كافران ناخوشايند باشد.»
در سامرا، در جوار بارگاه مقدس امام هادى و امام حسن عسكرى(عليه السلام)سردابى هست كه به عنوان محل برگزارى نماز توسط سه امام بزرگوار ما حضرت امام هادى و امام حسن عسكرى و امام زمان(عليهم السلام) مورد احترام است. اما متأسّفانه برخى نويسندگان و تاريخ نگاران اهل سنّت داستانى ساختگى را مبنى بر غايب شدن امام زمان(عليه السلام) در سرداب در نوشته هاى خويش آورده و با متّهم ساختن شيعيان به انتظار خروج امام زمان(عليه السلام) از سرداب، آن را مسخره كرده و شيعه را مورد انتقاد قرار داده اند( [17] ).
در پاسخ به اين بى احترامى ها، دانشمندان شيعه هم با تحقيق و استدلال، نحوه تلقى آنان را انكار كرده اند. در اين جا به جواب مرحوم علامه امينى اكتفا مى كنيم كه در «الغدير» فرمود:
«...و تهمت سرداب، تهمتى زشت تر است، ...شيعه اصلاً اعتقاد ندارد كه امام(عليه السلام) در سرداب غيبت كرده است. و نه آن ها بوده اند كه او را غايب گردانيده اند و نه آن امام معصوم(عليه السلام)از سرداب ظهور خواهد كرد بلكه اعتقاد شيعه به مدد روايات بر آن است كه او از مكه معظمه و برابر كعبه ظهور خواهد كرد و هيچ كس به سرداب قايل نيست ...و اى كاش سازندگان قصّه سرداب در اين دروغ فاحش همگى بر يك رأى مى بودند تانشانه هاى ساختگى بودن آن رسواى شان نمى ساخت، و چنين نبود كه يكى از آن ها سرداب را در حلّه و ديگرى در بغداد و آن ديگر در سامرا بداند و كسى هم از آن اظهار بى اطّلاعى كند( [18] ).
غيبت صغرى تا سال 329 هجرى طول كشيد( [19] ). و در مدت 69 سال، اگر چه حضرت مهدى(عليه السلام) از ديد كليّه دشمنان مخفى بودند، لكن تعداد چهار نفر از ياران و اصحاب خالص او، با او در ارتباط هميشگى بودند و سؤالات و مشكلات مردم را به حضور حضرت عرضه داشته و پاسخ آن بزرگوار را به مردم مى رساندند.
عثمان بن سعيد عمروى: از يازده سالگى در خدمت امام هادى(عليه السلام) به سر مى برد و بعدها با تظاهر به روغن فروشى در اوج خفقان حكومت متوكّل و ساير حاكمان جور عبّاسى بيش ترين نقش را در انتقال معارف به شيعيان بر عهده گرفت. او كه از وكلا و نوّاب دو امام پيشين بود، به عنوان اوّلين نايب خاصّ حضرت مهدى(عليه السلام)معرفى شد. او در سال 300 هجرى در گذشت و در بغداد مدفون شد( [20] ).
محمّد بن عثمان عمروى: پس از فوت پدر، افتخار نيابت خاص از امام زمان(عليه السلام)را يافت. او كه چندين كتاب در فقه و حديث نگاشته است، چندين بار مورد تأييد خاص قرار گرفت و حضرت مهدى(عليه السلام) درباره اش فرمود:
«اِنَّهُ ثِقَتى وَ كِتابُهُ كِتابى»( [21] )
«او مورد اطمينان من است و نوشته او نوشته من است.»
او در آخر جمادى الاول سال 305 هجرى درگذشت.
حسين بن روح نوبختى: محمّد بن عثمان، چندى قبل از فوت خويش، به امر امام(عليه السلام) او را به سفارت و نيابت معرفى نمود. او از بزرگان اهل علم و مشهور به فضيلت و تقوا بود.
مناظراتى كه از او نقل شده است دلالت بر قدرت روحى و كثرت دانش او دارد. او چنان با اراده و با استقامت بود كه يكى از دانشمندان معاصرش درباره اش گفت:
«اگر دشمنان، او را ريز ريز كنند او امام زمان(عليه السلام) را به آنان نشان نخواهد داد»( [22] ).
او بيست و يك سال در مقام نيابت خاص باقى ماند و در سال 326 هجرى درگذشت و در «بغداد» مدفون گشت( [23] ).
على بن محمّد سيمرى: در عظمت مقام او كافى است كه با وجود شخصيّت هاى عظيم علم و تقوا و مؤلّفين گران قدرى هم چون «محمّد بن يعقوب كلينى» صاحب «كافى»، تنها او افتخار نيابت خاص امام زمان(عليه السلام) را پيدا كرد.
شش روز قبل از وفات او امام زمان(عليه السلام) در نامه اى از مرگش خبر داده و شروع غيبت كبرى را به اطلاع مسلمانان رساند( [24] ).
او در نيمه شعبان سال 329 به جوار رحمت حق انتقال يافت( [25] ).
دوران 69 ساله غيبت صغرى به عنوان مقدمه اى براى غيبت كبرى، و فصلى كوتاه براى آماده سازى مردم جهت تحمل غيبتى طولانى به شمار مى رود.
اين غيبت كه تاكنون حدود يازده قرن شده، از چند جهت با غيبت صغرى اختلاف دارد:
1 ـ زمانش بسيار طولانى تر از آن است.
2 ـ كسى به عنوان نيابت خاصّه با امام زمان(عليه السلام) ارتباط ندارد.
3 ـ فقيهان جامع الشّرايط ـ كه ويژگى هاى آنان در كلام امام صادق و امام عسكرى و امام زمان(عليهم السلام) آمده است( [26] ) ـ به عنوان واليان و نايبان عام امام زمان(عليه السلام)عهده دار حكومت اسلامى در عصر غيبت بوده و مسئوليّت دفاع از اسلام و مسلمين و اجراى احكام و حدود الهى و رهبرى كليّه امور اجتماعى و اقتصادى مسلمين بر عهده آنان گذاشته شده است; «ولايت فقيه».
4 ـ پايان يافتن آن به آماده شدن مردم و فراهم گشتن شرايط براى حكومت واحد جهانى بستگى دارد.
5 ـ مدّت آن را هيچ كس جز خداى متعال نمى داند و مقدار زمان آن در هيچ حديثى ذكر نشده و تعيين كنندگان وقت ظهور ـ كه تعيين كنندگان مدّت غيبت نيز محسوب مى شوند ـ
دروغگو و افترا زننده شمرده شده اند( [27] ).
اين كه به حقيقت چرا امام زمان(عليه السلام) در پس پرده غيبت پنهان گشته، به اراده حكيمانه خداوند بستگى دارد و از اسرار پيچيده نظام هستى به شمار مى رود( [28] ).
با اين همه آن چه در برخى احاديث به عنوان حكمت هاى غيبت ذكر شده است، مى تواند با اشاره به برخى عوامل مؤثر در غيبت، موجب تذّكر و عبرت آموزى و چاره انديشى بندگان خدا باشد:
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
سنّت هايى كه در مورد غيبت هاى پيامبران(عليهم السلام)اتفاق افتاد همگى به طور تمام و كمال در مورد قائم ما اهل بيت، به وقوع خواهد پيوست( [29] ).
2 ـ حفظ جان امام و خوف از كشته شدن او; كه در حقيقت به معنى از بين رفتن پيام او و نافرجام ماندن مأموريت هاى او در حاكميّت بخشيدن به اسلام و قرآن است:
امام صادق(عليه السلام) در پاسخ سؤالى درباره وجه غيبت مى فرمايد:
«از كشته شدن خويش مى ترسد»( [30] ).
3 ـ آمادگى جهانى براى پذيرش حكومت اسلام و محو سلطه مستكبرين:
امام زمان(عليه السلام) فرمود:
«من در زمان ظهورم، در حالى قيام مى كنم كه بيعت و پيمان هيچ طاغوتى بر گردنم نيست»( [31] ).
پيامبر فرمود:
«در غيبت مهدى(عليه السلام) كسى بر اعتقاد به امامت او ثابت قدم نمى ماند مگر كسى كه خداوند قلبش را به ايمان آزموده باشد»( [32] ).
5 ـ گناهان مردم و عدم آمادگى مردم:
«امام زمان(عليه السلام) خود را به خورشيدى تشبيه مى فرمايد كه ابرها آن را پوشيده باشند»( [33] ).
وقتى خاصيت وجود امام زمان چون خورشيد نور افشانى و اعطاى فيض است، ابرهاى پوشاننده جز گناهان و قدر ناشناسى مردم چه مى تواند باشد؟
اين كه غيبت امام زمان(عليه السلام) چگونه است و چه خصوصياتى دارد، در برخى از احاديث معصومين(عليهم السلام) مورد بحث قرار گرفته، لكن هرگز نمى توان از مجموعه اين احاديث به تصويرى روشن و قطعى از چگونگى غيبت آن بزرگوار دست يافت. از اين رو آن چه در پى مى آيد تنها بيان گر برخى از اين ويژگى ها است:
1 ـ همانند خورشيد است، آن زمان كه ابرها آن را پوشانيده باشند.
«كَما يَنْتَفِعوُنَ بِالشَّمْسِ اِذا سَتَرها سَحاب»( [34] ).
2 ـ مردم او را مى بينند ولى نمى شناسند.
«يَجْعَلُ اللهَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْخَلْقِ حِجاباً يَرَوْنَهُ وَ لا يَعْرِفوُنَهُ»( [35] ).
3 ـ هر سال در مراسم حج شركت مى كند و در عرفات مى ايستد و به دعاى مؤمنين آمين مى گويد.
«وَ اِنَّهُ لَيَحْضَرُ الْمَوسِمَ فى كُلِّ سَنَة وَ يَقِفُ بِعَرَفَةَ فَيُؤَّمَنُ عَلى دُعاءِ الْمُؤْمِنْ»( [36] ).
4 ـ اگر چه شخص او از ديدگان مردم غايب مى گردد لكن ياد او از دل هايشان نمى رود.
«اِنْ غابَ عَنِ النّاسِ شَخْصُهُ فى حالِ هُدْنَة لَمْ يَغِبْ عَنْهُمْ مَثْبُوتُ عِلْمَهِ»( [37] ).
5 ـ بسيارى از شيفتگان و دل دادگان، توفيق ديدار و شناخت او را يافته اند( [38] ).
6 ـ مكان مشخّصى ندارد و بيش تر در صحراها و اطراف شهرهاى نامشخص زندگى ميكند.
7 ـ او به دور از مساكن ستم گران و به طور ناشناخته همچون ساير انسان ها، در مسكنى خاص به سر مى بَرَد و همانند مردم به غذا و پوشاك و استراحت نيازمند است و همسر و فرزند نيز دارد.
8 ـ در مجالس مردم شركت مى كند و بر فرش هاى آنان قدم مى گذارد و در كوچه و بازارهاى شان راه مى رود.
9 ـ گاهى حكمت الهى اقتضا مى كند كه امام زمان(عليه السلام) در مكانى حاضر باشد، ولى ديده نشود. امام رضا(عليه السلام) فرمود:
«لا يُرى جِسْمُهُ»( [39] ).
و امام صادق(عليه السلام) فرمود:
«يَغيبُ عَنْكُمْ شَخْصُهُ»( [40] ).
و گاهى حكمت بر آن است كه ديده شود لكن شناخته نشود.
محمد بن عثمان عمروى(رحمه الله) گويد:
«يَرَىَ النّاسَ وَ يَعْرِفُهُمْ وَ يَرَوْنَهُ وَ لا يَعْرِفوُنَهُ»( [41] ).
امام زمان(عليه السلام) از آن رو كه وارث همه پيامبران عظيم الشّأن و اولياى گران قدر الهى است، مجموعه اى كامل از صفات كمال و جمال را دارا است. او تجلّى بخش اخلاق عظيم پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و خصوصيات شگفت اميرالمؤمنين(عليه السلام) و مكارم و فضايل والاى فاطمه زهرا(عليها السلام) و فرزندان معصوم او است. اشاره به برخى از اين ويژگى ها مى توانند مقدمه اى آگاهى بخش براى تبعيّت از او و همسويى با او باشد.
اميرالمؤمنين(عليه السلام) درباره او فرمودند:
«هو اكثركم علماً»
«او دانشمندترين شمااست»( [42] ).
امام باقر(عليه السلام) فرمود:
«دانايى به كتاب خداى عزّوجل و سنّت پيامبر او در قلب مهدى ما مى رويد همچنانكه گياهان به بهترين شكل از زمين مى رويند. پس هر كس او را ديد بگويد: سلام بر شما اى اهل بيت رحمت و نبوّت و اى گنجينه علم و جاى گاه رسالت»( [43] ).
امام رضا(عليه السلام) درباره او فرمود:
«وَ ما لِباسُ الْقائِمَ اِلاَّ الْغَليظُ، وَ ما طَعامُهُ اِلاَّ الْجَشَبُ»
«لباس قائم(عليه السلام) ما چيزى نيست جز پوشاكى خشن و غذاى او چيزى نيست جز طعامى خشك»( [44] ).
امام باقر(عليه السلام) درباره حضرت مهدى(عليه السلام) فرمود:
«يَعْدِلُ فى خَلْقِ الرَّحْمنِ، اَلْبِرِّ مِنْهُمْ وَالْفاجِرِ»
«او در بين مردم به عدالت رفتار مى كند چه نيكوكار باشند و چه بدكار»( [45] ).
4 ـ عمل به سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم):
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:
«او از من است، اسمش همانند اسم من است. خداوند مرا و آيين مرا به وسيله او حفظ مى كند. و او به سنت و روش من عمل مى كند»( [46] ).
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:
«مردى به نزد او مى آيد و مى گويد: اى مهدى چيزى به من ببخش، عطايى بفرما. پس حضرت مهدى(عليه السلام)آن مقدار از مال را كه او بتواند حمل كند در دامنش مى ريزد»( [47] ).
نمازهاى خاص و دعاهاى فراوانى كه از ناحيه مقدّسه امام زمان(عليه السلام)رسيده است، همگى دلالت بر مداومت آن بزرگوار بر دعاها و عباداتى دارند كه به يقين بالاترين نشانه بندگى و قوى ترين عامل در تقرّب به سوى خدا به شمار مى آيند.
اگر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) براى آمادگى يافتن جهت دريافت مسئوليت بزرگ رسالت، مأمور به اقامه نماز شب به صورت واجب مى شود، به اين معنا است كه كثرت بندگى و شدت اهتمام به نماز و دعا و عبادت، لازمه پذيرش مسئوليت هاى بزرگ است و از همين رو، قبول مسئوليت حاكميت بخشيدن به توحيد و عدالت در سراسر دنيا توسط امام زمان(عليه السلام)جز در سايه عبادت هاى هميشگى و دعاهاى پيوسته آن بزرگوار ميسّر نيست.
رويارويى با همه مشركان و مستكبران و به زانو درآوردن همه قدرت هاى طاغوتى دنيا، دلاورى بى نظير و استوارى بى بديل مى طلبد. كسى كه همچون امام حسين(عليه السلام) مرد ميدان رزم باشد و همانند امام على(عليه السلام)زرهش پشت نداشته باشد و همچون رسول الله در گرماگرم پيكارها رزمش مايه دل گرمى رزم آوران و حضور قاطعانه اش پشتوانه كفر ستيزان باشد.
استقامت و صبر هر انسان را بايد با بررسى ميزان بلاها و مقدار مشكلات وارده بر او، برآورد كرد. صبورترين و بردبارترين انسان هاى تاريخ چند سال در برابر سختى ها دوام آورده و چه اندازه بلاها و غم ها را تحمل كرده اند؟
به يقين محنت ها و بلاها و مصيبت هاى امام زمان(عليه السلام) در طول اين همه قرن، هرگز قابل مقايسه با هيچ انسان ديگرى نيست; زيرا نه تنها كثرت بلاها و طول زمان ابتلائات است كه صبر و استقامتى والا مى طلبد; بلكه نوع مسئوليت انسان هم در تعيين ميزان استقامت و شكيبايى، تأثيرگذار است و حضرت مهدى(عليه السلام) امام زمان و حجت عالميان و ولى همه مؤمنان و پدر و سرپرست همه شيعيان است.
از ميلاد امام زمان(عليه السلام) (255 هـ.) تاكنون، 1363 سال مى گذرد. اين عمر طولانى ممكن است دهها، صدها بلكه هزارها سال ديگر ادامه يابد. با اين همه هرگز جاى شگفتى نيست; زيرا:
يكم: خداى بزرگى كه انسان را از هيچ آفريده و ايجاد و بقاى هر چيزى تنها به اراده او بستگى دارد.
(اِنَّما اَمْرُهُ اِذا اَرادَ شَيْئاً اَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونَ)( [48] ).
«توانايى دارد كه حيات يكى از آفريده هاى خويش را بنا به حكمت هايى، چندين هزار سال طولانى گرداند.»
در قرآن كريم درباره حضرت يونس آمده است كه اگر توبه نمى كرد خداوند او را تا روز قيام در شكم نهنگ زنده نگه مى داشت( [49] ).
دوم: كتاب هاى تاريخ سرشار از داستان انسان هاى كهن سالى است كه صدها سال بدون هيچ گونه مريضى و ناراحتى عمر كرده اند. در تورات آمده است كه «ذوالقرنين» سه هزار سال عمر كرد( [50] ). قرآن كريم نيز آن جا كه از نوح پيامبر(عليه السلام)سخن مى گويد عمر او را نهصد و پنجاه سال تا پيش از طوفان، ذكر مى فرمايد( [51] ).
سوم: از نظر منطقى در ارتقاى تدريجى عمر يك موجود نمى توان حد خاصى را معين كرد و بالاتر از آن را ناممكن شمرد. پس اگر عمر يك انسان مثلاً ممكن است صد، صد و پنجاه و دويست باشد بالاتر از اين هم ممكن است و اين سلسله تدريجى اگر به چند هزار سال هم برسد باز هم نمى توان گفت ناممكن است.
چهارم: علم ثابت كرده است كه اگر مواد لازم اندامهاى بدن به مقدار متناسب به آنها برسد و همواره از مريضى ها و نارسايى هاى هر يك از آنها پيشگيرى شود، عمر موجودات زنده بطور شگفت انگيزى قابل ازدياد است. به اين ترتيب هيچ بُعدى ندارد كه امام زمان(عليه السلام) با توجه به آگاهى هاى خداداده و دانش بى انتهاى خود دهها برابر عمر طبيعى ساير انسانها عمر داشته باشد.
عاقبت، روزگار پرمرارت غيبت امام زمان(عليه السلام)به سر خواهد آمد و دوران پر شكوه ظهور و غلبه اسلام و توحيد، فرا خواهد رسيد.
با چنين ديدگاهى هر كس كه به امام زمان(عليه السلام)اعتقاد دارد و پيمان ولايت و طاعت او را بر عهده گرفته است هميشه چشم انتظار خواهد بود و هرگز از حركت و تلاش براى آماده سازى خويش و جامعه اش دست برنخواهد داشت.
در احاديث شريفه انتظار كشيدن براى مهدى موعود(عليه السلام) همپايه جهاد در راه خدا، بلكه جهاد و شهادت در پيشگاه رسولخدا(صلى الله عليه وآله وسلم) شمرده شده است( [52] )، كه اولاً نشانگر اهميت بسيار زياد انتظار در عصر غيبت، و ثانياً بيانگر سختى هاى راه انتظار و لزوم مقاومت و سخت كوشى در اين مسير است.
انتظار هرگز به معنى يكجا نشستن و بى تفاوت ماندن و چشم به آينده دوختن نيست. بلكه به پاخاستن و به انحرافات و كژى ها اعتراض نمودن و براى آينده اى روشن و اسلامى، زمينه سازى كردن است.
* شناخت امام و اعتقاد به امامت:
تا امام زمان(عليه السلام)شناخته نشود و امامت او مورد اعتقاد قرار نگرفته باشد چگونه مى تواند انتظار شكل بگيرد؟! و چنين شناخت و اعتقادى اساسى ترين ويژگى منتظران به شمار مى آيد از آن رو كه خود از اركان مهم انتظار و مقدمه آن محسوب مى شود. چنانكه در كلام امام سجّاد آمده است:
«أنَّ أهْلَ زَمانِ غَيْبَتِه، اَلْقائِلوُنَ بِاِمامَتِهِ، اَلْمُنْتَظِروُنَ لِظُهُورِهِ، اَفْضَلُ اَهْلِ كُلِّ زَمانْ»( [53] )
«همانا مردم زمان غيبت حضرت مهدى(عليه السلام) كه به امامت او قائل باشند و در انتظار ظهورش به سر برند برتر از مردم هر زمان ديگرند.»
معيار كرامت و برترى در اسلام چيزى جز پرهيزكارى نيست.
«اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَاللّهِ اَتْقيكُمْ»( [54] )
چنان كه معيار ارزش ايمان، چيزى جز درجات نيكويى اخلاق نيست.
«اَفْضَلُكُم ايماناً، اَحْسَنُكُم اَخلاقاً»
بنابراين، قابل تصور نيست كه فضيلت و كرامت انتظار، براى كسانى، خارج از محدوده تقوا و خوش اخلاقى حاصل آيد.
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
«مَنْ سَرَّ اَنْ يَكوُنَ مِنْ اَصْحابِ الْقائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلَ بِالْوَرَعِ وَ مَحاسِنَ الاْخْلاقِ وَ هُوَ مُنْتَظَرِ»( [55] )
«هر كس دوست بدارد از اصحاب و ياوران قائم(عليه السلام)باشد، بايد انتظار بكشد و بر اساس پرهيزكارى و نيكويى اخلاق رفتار نمايد; در حالى كه چشم انتظار ظهور است.»
كسى كه چشم انتظار امام معصوم خويش است، با اعتقاد به رهبرى همه جانبه او، اطاعتش را واجب مى شمارد و با فرمانبرى از او در دوره غيبت، خود را براى اطاعت بى چون و چرا از او در هنگام ظهور آماده مى سازد.
امام صادق(عليه السلام)فرمود:
«طُوبى لِشَيَعْةِ قائِمَنا الْمُنْتَظِرينَ لِظُهورِهِ فى غَيْبَتِهِ، وَ الْمُطيعينَ لَهُ فى ظُهُورِه»( [56] )
«خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در زمان غيبتش در انتظار او به سر مى برند و در دوران ظهورش مطيع او هستند.»
* دوستى با دوستان حضرت مهدى(عليه السلام) و دشمنى با دشمنان او:
يكى از قابل اعتمادترين معيارهاى دوستى براى هر انسان بررسى دوستى ها و دشمنى هاى او است.
دوستِ دشمن و دشمنِ دوست را هرگز نمى توان دوست ناميد; چنان كه دوستِ دوست و دشمنِ دشمن را نمى توان دشمن حساب كرد. طبيعى است كه هر انسانى دوست دار دوستان محبوب خود و دشمن دشمنان او است. منتظران امام زمان(عليه السلام) كه انتظارشان تجلّى محبّت و علاقه و احترام آنان به او است به يقين دوستان امام زمان(عليه السلام) را دوست مى دارند و با دشمنانش دشمن هستند.
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:
«طُوبى لِمَنْ اَدْرَكَ قائِمَ اَهْلَ بَيْتى وَ هُوَ يَاْتَمُّ بِهِ فى غَيْبَتِهِ قَبْلَ قِيامِهِ وَلْيَتَوَلّى اَوْلِيائَهُ وَ يُعادَىَ اَعْدائَه»( [57] )
«خوشا به حال آنان كه قائم خاندان مرا درك كرده و در زمان غيبت و قبل از قيامش به او تأسّى مى جويند. دوستانش را دوست مى دارند و با دشمنانش دشمن هستند.»
خداى تبارك و تعالى به خاطر اهميّت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) و نيز به خاطر جلوگيرى از اشتباهات و سوء استفاده ها، علامت هايى را به عنوان نشانه هاى پيش از ظهور مقرّر فرموده است. علامات ظهور را در يك دسته بندى مى توان دو قسمت كرد: علايم قطعى ، علايم غير قطعى.
علامت هاى قطعى نشانه هايى هستند كه در روايات قطعى و متواتر وارد شده و نسبت به ظهور آن ها نيز تأكيد شده است. مانند: خروج سفيانى و قتل نفس زكيّه( [58] ).
علامت هاى غير قطعى نشانه هايى هستند كه يا روايات قطعى در مورد آن ها نداريم و يا توسط معصوم(عليه السلام) به حتمى بودن آن ها اشاره اى نشده است; مثل پنج بار خسوف ماه و پانزده بار كسوف خورشيد.( [59] )
اين علامت ها را در دسته بندى ديگرى مى توان سه قسمت دانست:
علايم غير طبيعى در عالم تكوين، علايمى در رفتار اجتماعى و آداب انسان ها، پديده هاى طبيعى ـ مثل خسوف و كسوف متوالى در رمضان، مانند شعله كشيدن آتشى عظيم در شرق آسمان و طلوع خروشيد از مغرب ـ و يا مانند كثرت فحشا و زياد شدن مدّعيان پيامبرى و كشته شدن پنج هفتم انسان ها در جنگ.
آن چه در بررسى علامات ظهور مهم و قابل تأمّل مى باشد اين است كه، عدم پيدايش هيچ يك از آن ها موجب يقين به تأخير ظهور نمى تواند باشد; زيرا «خداوند امر فرج را تنها در يك شب به سامان مى رساند»( [60] ) و لازمه چنين امرى انتظارى دايم است، به گونه اى كه آمادگى براى ظهور، هر روز تجديد گردد.
* نداى، آسمانى فرا رسيدن ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) را به همه انسان ها اعلام خواهد كرد.
* حضرت مهدى(عليه السلام) از كنار خانه كعبه در مسجدالحرام قيام جهانى خويش را آغاز خواهد نمود.
* سيصد و سيزده نفر از بهترين ياران و منتظران براى بيعت با امام زمان(عليه السلام)در كنار كعبه گرد مى آيند.
* حضرت عيسى مسيح(عليه السلام) از آسمان نزول خواهد كرد و در نماز خويش به امام زمان(عليه السلام)اقتدا خواهد كرد.
* ياوران حضرت مهدى(عليه السلام) از گوشه و كنار دنيا به سوى مكّه سرازير گشته و به فرمان دهى آن بزرگوار به سوى عراق حركت خواهند كرد.
* لشكر سفيانى در منطقه اى به نام «بيداء» به زمين فرو خواهد رفت و سپاه پيروزمند اسلام همه دنيا را فتح خواهد كرد.
* آن حضرت كوفه را محل استقرار و پايتخت حكومت خود قرار خواهد داد.
دوران شكوهمند پس از ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) از ديدگاه هاى گوناگون در ضمن احاديث و روايات معصومين(عليهم السلام) به تصوير كشيده شده است:
1 ـ حاكميّت اسلام در سراسر گيتى:
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
«وقتى قائم قيام كند، هيچ سرزمينى نمى ماند مگر اينكه نداى شهادت به يگانگى خدا و نبوّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در آن به گوش برسد»( [61] ).
امام كاظم(عليه السلام) در تفسير آيه 17 سوره حديد فرمود:
«اين كه خداوند زمين را بعد از مرگش زنده مى كند، مراد اين نيست كه زمين را با باران زنده مى كند، بلكه خداوند مردانى را برمى انگيزد كه زمين را با احياى عدالت و اقامه حدود الهى زنده سازند»( [62] ).
حضرت امام على(عليه السلام) در ذكر دست آوردهاى قيام حضرت مهدى(عليه السلام) مى فرمايند:
«آن زمان كه مردم قرآن را طبق هواهاى خويش توجيه كرده باشند او رأى و فكر آنان را به سمت قرآن سوق مى دهد و آن را در خدمت حقايق قرآنى قرار مى دهد... پس به شما نشان خواهد داد كه چگونه كتاب و سنّت فراموش شده و مفاهيم زنده آن را احيا خواهد كرد»( [63] ).
4 ـ نابودى ستم و برقرارى عدالت:
رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:
«مهدى از فرزندان من است. او را غيبتى هست. هنگاميكه ظهور كند، زمين را از عدل و داد آكنده سازد; همانگونه كه از ظلم و ستم پر شده باشد»( [64] ).
امام باقر(عليه السلام) فرمود:
«آنچه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) انجام داد او نيز انجام مى دهد، بنيان هاى پيشين را درهم مى شكند، چنان كه رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم)امر جاهليّت را در هم شكست. و او اسلام را دوباره از سر مى گيرد.»( [65] )
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
«علم بيست و هفت حرف است. همه معارفى كه پيامبران(عليهم السلام)آورده اند، فقط دو حرف است. وقتى كه قائم ما قيام كند بيست و پنج حرف ديگر علم را ابراز كند و آن را در بين مردم گسترش دهد»( [66] ).
امام باقر(عليه السلام) فرمود:
«وقتى قائم ما قيام كند، خداوند دست بر سر بندگان نهد و عقول آنان را جمع كند و سامان بخشد و فكر و انديشه آنان را كامل گرداند»( [67] ).
از صحف ادريس(عليه السلام) نقل شده كه:
«در زمان خروج قائم آل محمد(عليه السلام)به زمين امنيّت بخشيده مى شود، ضرر رسانيدن به هم و ترس از يكديگر از بين مى رود»( [68] ).
و اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمود:
«در آن زمان زنى بين عراق تا شام پياده مى رود; در حالى كه هيچ كس و هيچ چيز او را نمى ترساند»( [69] ).
9 ـ يگانگى و محبّت در بين مردم:
اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمود:
«لَوْقَدْ قامَ قائِمَنا...لَذَهَبَتِ الشَّحْناءَ مِنْ قُلُوبِ الْعِبادْ»( [70] )
«اگر قائم ما قيام كند،...كينه و ستيزه و جدل از دل هاى بندگان برود.»
امام صادق(عليه السلام) در بيان حال مردم پس از ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) فرمود:
«وَ لا يَعْصُونَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فى اَرْضِهْ»( [71] )
«مردم در زمين به نافرمانى خدا نمى پردازند.»
شناخت امام زمان(عليه السلام) شناختى تعهد آفرين و مسئوليت آور است.
تمسك به ريسمان ولايت، رعايت تقوا و پرهيز از مخالفت امام زمان(عليه السلام)، مبازره و تلاش براى زمينه سازى ظهور، استقامت در طريق محبت و يارى رسانى به امام(عليه السلام)، دعاى هميشگى براى نزديك شدن ظهور و عملى شدن اهداف مقدس آن بزرگوار، وظايف و مسئوليت هايى هستند كه يك شيعه منتظر هرگز در انجام آن ها كوتاهى نمى كند.
ممكن نيست كسى امام زمان(عليه السلام) را بشناسد و با اهداف و آرمان هاى او آشنا باشد، با اين همه، آرام بنشيند و در برابر آن چه كه امام زمان(عليه السلام) ـ بلكه بالاتر از او خداى امام زمان(عليه السلام)ـ از او مى خواهد بى تفاوت بماند.
از ناحيه مقدسه امام زمان(عليه السلام) علاوه بر توقيعات شريفه اى كه در زمان غيبت صغرى نگاشته شده و متضمّن پاسخ گويى آن بزرگوار به سئوالات عديده شيعيان و مواليان است، دعاها و زيارات خاصه اى نيز نقل شده است كه مداومت بر آن ها داراى اثراتى فراوان در ارتقاى معنوى و برآورده شدن حاجات مؤمنين است.
اينك در پايان اين دفتر به ذكر يكى از اين دعاها كه مشهور به استغاثه به حضرت مهدى(عليه السلام)است ، مى پردازيم.
مرحوم «سيد على خان» در كتاب «كلم الطيّب» فرموده است: اين استغاثه اى است به حضرت صاحب الزمان(عليه السلام)، هر جا كه باشى دو ركعت نماز به حمد و هر سوره اى كه خواهى بگذار، سپس رو به قبله زير آسمان بايست و بگو:
سَلامُ اللّهِ الْكامِلُ التّامُّ الشّامِلُ الْعامُّ وَ صَلَواتُهُ الدّائِمَةُ وَ بَرَكاتُهُ الْقائِمَةُ الْتّامَّةُ عَلى حُجَّةِ اللّهِ وَ وَلِيِّهِ فِى اَرضِهِ وَ بِلادِهِ وَ خَليفَتِهِ عَلى خَلْقِهِ وَ عِبادِهِ وَ سُلالَةِ الْنُبُّوَّةِ وَ بَقِيَّةِ الْعِتْرَةِ وَ الْصَّفْوَةِ صاحِبِ الْزَّمانِ وَ مُظْهِرِ الأيمانِ وَ مُلَقِّنِ اَحْكامِ الْقُرآْنِ وَ مُطَهِّرِ الاَْرْضِ وَ ناشِرِ الْعَدْلِ فِى الطُّولِ وَ الْعَرْضِ وَ الْحُجَّةِ الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ الاِْمامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِىِّ وَ ابْنِ الأَئِمَّةِ الطّاهِرينَ الْوَصِىِّ بْنِ الأَوْصِياءِ الْمَرْضِيّينَ الهادِى الْمَعْصُومِ ابْنِ الأَئِمَّةِ الْهُداةِ الْمَعْصُومينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُعِزَّ الْمُؤْمِنينَ الْمُسْتَضْعَفينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُذِلَّ الْكافِرينَ الْمُتَكَبِّرينَ الْظّالِمينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مَولاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ سِيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ الاَْئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومينَ وَ الاِْمامِ عَلَى الْخَلْقِ اَجْمَعينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِص لَكَ فِى الْوَِلايَةِ اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ قَوْلاً وَ فِعْلاً وَ اَنْتَ الَّذى تَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً فَعَجَّلَ اللّهُ فَرَجَكَ وَ سَهَّلَ مَخْرَجَكَ وَ قَرَّبَ زَمانَكَ وَ كَثَّرَ اَنْصارَكَ وَ اَْعوانَكَ وَ اَنْجَزَ لَكَ ما وَعَدَكَ فَهُوَ اَصْدَقُ الْقآئِلينَ وَ نُريدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاَْرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ يَابْنَ رَسُولِ اللّهَ حاجَتى كَذا وَ كَذا (و به جاى كذا و كذا حاجات خود را ذكر كند) فَاشْفَعْ لى فى نَجاحِها فَقَدْ تَوَجَّهْتُ اِلَيْكَ بِحاجَتى لِعِلْمى اَنَّ لَكَ عِنْدَاللّهِ شَفاعَةً مَقْبُولَةً وَ مَقاماً مَحْمُوداً فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّكُمْ بِاَمْرِهِ وَارْتَضاكُمْ لِسِرِّهِ وَ بِالشَّانِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَاللّهِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ سَلِ اللّهَ تَعالى فى نُجْحِ طَلِبَتى وَ اِجابَةِ دَعْوَتى وَ كَشْفِ كُرْبَتى
و بخواه هر چه خواهى كه برآورده مى شود انشاءاللّه تعالى. مرحوم محدث قمى در كتاب مفاتيخ الجنان مى فرمايد: بهتر آن است كه در ركعت اول نمازِ اين استغاثه، بعد از حمد سوره «انا فتحنا» بخواند و در ركعت دوم سوره «اذا جاء نصر اللّه» بخواند.
عنوان : سه خصلت ضروري هر كاسب
گوينده : امام صادق (ع)
متن فارسي :
سه خصلت براي هر صنعت گري ضروري است تا با آنها كسبش را رونق بخشد :
-در كارش زبر دست باشد ،
-امانت دار باشد ،
-نظر كارفرماي خود را تامين و به خود جلب كند.
متن عربي :
كُلُّ ذِي صَناعَةٍ مُضطَرٌّ إلَي ثَلاثِ خِصالٍ يَجْتَلِبُ بِها الْمَكْسَبَ وَهُوَ أنْ يَكونَ حاذِقاً بِعَمَلِهِ مُؤدِّياً لِلأمانَةِ فيِهِ مُستَمْلِياً لِمَنِ اسْتَعْمَلَهُ
متن انگليسي :
There are three essential characteristics for an artisan to boost his business: being skilful at his Job, being trustworthy, and gaining his customers' satisfaction.
منبع :
بحار الأنوار، ج 78، ص 236